اقلیم کُردستان عراق؛ سعدالله جهانگیری، استاد دانشگاه و فعال سیاسی ایلامی، تهدید به «ربایش و ترور» شد زندانی سیاسی سابق، دانشجوی ستارهدار و کارمند اخراجی
١١ بهمن ۱۴۰۴؛ سعدالله جهانگیری، استاد دانشگاه و فعال سیاسی کورد اهل ایلام و ساکن اقلیم کُردستان عراق، پس از بیش از سه دهه مواجهه با فشارهای امنیتی شامل بازداشت، پروندهسازی قضایی، اخراج از کار، محرومیت از تحصیل، ممنوعیتهای اداری، تهدیدهای مستقیم و خروج اجباری از ایران، در ماههای اخیر با تهدیدهای جدی جانی روبهرو شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی، این تهدیدها شامل خطر «ربایش» و «ترور» او در خارج از مرزهای ایران بوده و بهصورت مستقیم به وی منتقل شدهاند.
بر اساس همین اطلاعات، تهدیدات علیه سعدالله جهانگیری پیشتر نیز بهصورت مستمر وجود داشته، اما همزمان با رویدادهای داخل ایران، از جمله خیزش انقلابی ژن ژیان ئازادی و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، شدت یافته است. بهویژه با گسترش اعتراضات مردمی اخیر در استان ایلام و سرکوب گسترده معترضان، گزارشهایی از افزایش فشار و تهدید علیه او دریافت شده و هشدارهایی مشخص درباره خطر ربایش و ترور به وی داده شده است.
آغاز فعالیتهای سیاسی و فرهنگی سعدالله جهانگیری از دهه ۷۰ و شروع فشار و مجازاتهای اداری و خانوادگی (بازداشت، اخراج از کار، ممنوعالخروج و ممنوع از پاسپورت، بازداشت اعضای خانواده و ممنوعیت از استخدام خواهر برای وادار کردن او به همکاری با نهادهای امنیتی)؛
سعدالله جهانگیری، فعالیتهای سیاسی و فرهنگی خود را از سال ۱۳۷۱ آغاز کرد؛ فعالیتهایی که با هدف افزایش آگاهی نسبت به حقوق، تاریخ، جغرافیا، سیاست و فرهنگ کوردی و تبیین پیوندهای تاریخی مردمان زاگرس شکل گرفت. این فعالیتها از طریق برگزاری جلسات و محافل فرهنگی، چه در منازل شخصی و چه در مناطق کوهستانی ایلام، دنبال میشد.
در سال ۱۳۷۳، همزمان با استخدام رسمی او در اداره کشاورزی استان ایلام، دامنه این فعالیتها گسترش یافت و با استقبال گستردهتری از سوی مردم روبهرو شد. با این حال، از اوایل دهه ۸۰ و بهویژه در سال ۱۳۸۰، حساسیت نهادهای امنیتی نسبت به این فعالیتها افزایش یافت. پرداختن به مسئله کورد در استانی با اکثریت مذهبی شیعه، از نگاه حکومت به موضوعی «امنیتی» بدل شد و نهادهای امنیتی سعدالله جهانگیری را عامل اصلی این فعالیتها معرفی کردند.
در همان سال، او و تعدادی از دوستان و همکارانش، توسط نهادهای امنیتی بازداشت شدند. آقای جهانگیری بهمدت ۱۵ روز در سلول انفرادی تحت بازجویی و شکنجههای شدید روحی قرار گرفت. سپس برای اعمال فشار مضاعف، به بند زندانیان جرائم خشن در زندان ایلام منتقل شد؛ شرایطی که به گفته خودش، او را به جایی رسانده بود که آرزوی بازگشت به سلول انفرادی را داشت. در نهایت با تودیع وثیقهای به مبلغ ۵۵ میلیون تومان آزاد شد.
پس از آزادی، فشارهای امنیتی برای وادار کردن او به «ابراز ندامت» و همکاری با نهادهای امنیتی شدت گرفت. با رد این درخواستها، مجموعهای از مجازاتها علیه او اعمال شد؛ از جمله چهار سال ممنوعالخروجی، چهار سال محرومیت از دریافت گذرنامه و محرومیت کامل از ادامه کار در استخدام رسمی اداره کشاورزی و تمام نهادهای دولتی.
برای افزایش فشار، خواهر کوچکتر او که مراحل گزینش برای استخدام بهعنوان معلم را طی کرده بود، بازداشت شد و پس از امتناع سعدالله جهانگیری از همکاری، او از اشتغال در آموزشوپرورش محروم گردید. همزمان، برادر او نیز بازداشت و با حکم زندان مواجه شد.
پروندهسازی امنیتی-قضایی، صدور حکم و ستارهدار شدن او بهدلیل عدم همکاری با نهادهای امنیتی؛
پس از آزادی از زندان، سعدالله جهانگیری برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد اقدام کرد و پذیرفته شد، اما با احضار مجدد به نهادهای امنیتی ایلام و رد دوباره درخواست همکاری، از ادامه تحصیل منع و بهعنوان «دانشجوی ستارهدار» معرفی شد.
پس از کنار گذاشته شدن سیاست ستارهدار کردن دانشجویان بعد از دو سال، او بار دیگر برای تحصیل اقدام کرد و پذیرفته شد، اما احضارهای ماهانه، فشار برای امضای تعهد همکاری و پیشنهادهای تطمیعی ـ از جمله جبران حقوق معوقه و بازگشت به شغل دولتی ـ ادامه یافت که همگی با مخالفت او روبهرو شد.
از دیگرسو، در سال ۱۳۸۹، دادسرای عمومی و انقلاب استان ایلام او را به اتهام «عضویت در گروههای مختلف علیه نظام به قصد برهم زدن امنیت» به یک سال حبس تعزیری با چهار سال تعلیق محکوم کرد؛ حکمی که نشاندهنده پروندهسازی امنیتی ـ قضایی علیه او بود.
ترک ایران در ادامه فشارهای امنیتی در سال ۲۰۱۰ و ادامه فشار و تهدیدات برون مرزی علیه او از طریق تهدید به «ربایش و ترور»، و بازداشت و به گروگان گرفتن اعضای خانواده؛
در پی تداوم فشارها و تهدیدهای امنیتی، سعدالله جهانگیری در سال ۲۰۱۰ ناچار به ترک ایران شد و به اقلیم کُردستان عراق پناه برد. پس از ورود، بهعنوان مدرس در دانشگاه «سوران» مشغول به کار شد، اما تهدیدها متوقف نشد.
در سال ۲۰۱۲ فردی با معرفی خود بهعنوان نماینده کنسولگری ایران از او خواست به کنسولگری سلیمانیه مراجعه کند؛ درخواستی که او رد و نهادهای مربوط در اقلیم کُردستان را در جریان آن قرار داد. این تماسها در سال ۲۰۱۳ نیز با وعدهها و تطمیعهای مجدد تکرار شد.
از سال ۲۰۱۴ به بعد، تماسها ماهیتی آشکارا تهدیدآمیز به خود گرفت و در سالهای ۲۰۱۶، ۲۰۱۷، ۲۰۱۹، ۲۰۲۰، ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ بارها تکرار شد. در این تماسها خصوصا در سالهای آخر به او گفته میشد؛ «اگر فعالیتهایت در شبکههای اجتماعی را متوقف نکنی، ربایشت برای ما مثل آب خوردن است؛ از روحالله زم که بزرگتر نیستی، تو را در گونی میگذاریم و میبریم.»
این تهدیدها همزمان با خیزش انقلابی ژن ژیان ئازادی بهطور چشمگیری افزایش یافت و حتی از طریق پیامهای مستقیم در شبکههای اجتماعی بهصورت علنی مطرح شد؛ موضوعی که سعدالله جهانگیری آن را در شبکههای اجتماعی خود علنا منتشر میکرد.
در تابستان ۲۰۲۵، خواهر او که پیشتر نیز بازداشت و از اشتغال محروم شده بود، بار دیگر با یورش نیروهای امنیتی به منزل، بازداشت و تلفن همراهش ضبط شد. شرط آزادی او، بازگشت سعدالله جهانگیری به ایران و تسلیم خود به نهادهای امنیتی اعلام شد. پس از دو هفته و با رد این شرط، خواهرش آزاد شد.
در سال ۱۴۰۴ و همزمان با اعتراضات دیماه، تهدیدها بار دیگر شدت گرفت. بر اساس اطلاعاتی که از منابع مطلع به او منتقل شده، سعدالله جهانگیری در فهرست اهداف «ترور» قرار دارد و نسبت به خطرات جدی جانی هشدار دریافت کرده است.
لازم به ذکر است، تهدیدات مختلف جمهوری اسلامی علیه فعالین سیاسی و مدنی خارج از کشور خصوصا در جریان رویدادهای سیاسی امری گسترده است و جمهوری اسلامی به شیوههای گوناگون آن را انجام داده است. از حملات سایبری و هدفمند تا تهدید به ربایش و ترور و انجام صدها مورد ترور در خاک اقلیم کردستان عراق علیه فعالین سیاسی و اعضای احزاب کُردستانی که ثبت رسمی شده است.

تنظیم؛ اوین مصطفیزاده