آبدانان/ایلام؛ برگزاری سومین سالگرد قتل حکومتی بامشاد سلیمانخانی بر مزارش/ مادرش: «نه میبخشم، نه فراموش میکنم و نه سکوت»
روز پنجشنبه هفتم خرداد ۱۴۰۵، سومین سالگرد قتل حکومتی بامشاد سلیمانخانی از جانباختگان ژن ژیان ئازادی و دانشجوی کُرد ۱۹ ساله، در آرامستان «امامزاده» آبدانان با حضور خانواده و نزدیکانش برگزار شد. در این مراسم، تصاویر بامشاد و یادگارهای باقیمانده از او، از جمله ساعت، عینک، عطر و دیگر وسایل شخصیاش بر مزارش نهاده شد و مویه دستهجمعی زنان و مادرش فضای مراسم را همراهی میکرد.
در همین رابطه، مادرش «زینب سلیمانخانی» با انتشار تصاویری از مراسم سومین سالگرد قتل حکومتی فرزندش در صفحه شخصی خود نوشت؛
«سه سال از نبودنت گذشت… سه سال سیاه، سه سال زجر، سه سال که هر شب با عکس تنت خوابیدم و هر صبح با داغ زخمهایت بیدار شدم…
مگر یک مادر چندبار باید بمیرد؟ روزی که تو را از من گرفتند مُردم… روزی که زخمهای تنت را دیدم دوباره مُردم… و حالا سه سال است که هر روز، هر ساعت، هزار بار دیگر میمیرم.
هنوز باور نکردهام که دیگر صدایت را نمیشنوم… هنوز باور نکردهام آن بدن زخمی، بدن بچه من بود… بچهای که جز زندگی، جز آزادی، جز انسان بودن چیزی نخواست…
آن زخمها فقط روی تن تو نبود، روی قلب من بود، روی قلب تمام مردم آزادیخواه بود. زخمهایی که نه تا سه سال، تا هزار سال چرک خواهد کرد و تاریخ را خواهد سوزاند.
میگویند زمان درد را کم میکند… دروغ میگویند! مادری که فرزندش را به ناحق از او گرفتهاند، هر روز بیشتر آتش میگیرد، هر روز بیشتر خون گریه میکند.
این خون بهناحق ریختهشده خاموش نمیشود، روزی سیلاب میشود، روزی فریاد میشود، روزی گریبان تمام نامردان را خواهد گرفت.
من یک مادر دادخواهم، نه فراموش میکنم، نه میبخشم، نه سکوت میکنم.
و ایمان دارم… پشت این شب لعنتی، پشت این همه ظلم و خون، صبح ایستاده است.
به صبح میرسد این روزگار دائم شب.»
بامشاد سلیمانخانی، دانشجوی ۱۹ ساله اهل آبدانان و از جانباختگان خیزش «ژن، ژیان، ئازادی» بود که سوم خرداد ۱۴۰۲ پس از بازگشت به خانه با آثار شدید ضربوجرح، شکستگی دندهها، خونریزی داخلی و نشانههای شکنجه جان باخت؛ در حالیکه خانواده و منابع مطلع اعلام کردند او پیش از مرگ تحت فشار و بازداشت نیروهای امنیتی قرار داشته است. با وجود اصرار نهادهای حکومتی بر روایت «خودکشی»، پدر بامشاد با استناد به اسناد پزشکی و قضایی، مرگ فرزندش را «قتل حکومتی» خواند. پس از جانباختن او، اعتراضات گستردهای در آبدانان شکل گرفت و خانوادهاش نیز تحت فشار، تهدید و بازجویی نهادهای امنیتی قرار گرفتند.