۸ مارس ۲۰۲۶؛ زنان کُرد از پارادایم ژن ژیان ئازادی تا بازپس‌گیری حقوق بنیادین در تلاقی ستم‌های متقاطع

19:43 - 17 اسفند 1404

زنان کُرد در کردستان ایران در حالی به استقبال روز جهانی زن می‌روند که ایران درگیر نبردی نظامی است و حاکمیت با محروم‌سازی تعمدی و قطع سراسری اینترنت، ایران وکردستان را در بن‌بست خبری قرار داده است. ۸ مارس امسال در سالی فرا رسید که جمهوری اسلامی با این انسداد سیستماتیک، اجازه نمی‌دهد صدای رسا و مطالبات برحق زنان در این شرایط حساس به گوش دنیا برسد. اما این بیانیه، پاسخی است به آن سکوت تحمیلی؛ فریادی است برآمده از دهه‌ها مبارزه و هزینه‌های گزاف، که بر مبنای اصول بنیادین حقوق بشری تدوین شده تا بر مطالبات تاریخی این زنان در ورای دیوارهای سانسور تاکید کند.

زنان کُرد پس از سال‌ها مبارزه‌ی مستمر، خیزش انقلابی و مترقی ژن ژیان ئازادی را به گفتمان هویتی و حقوقی خود تبدیل کرده‌اند. این جنبش، صرفا یک اعتراض خیابانی نبود؛ بلکه بازپس‌گیری «عاملیت انسانی» در برابر دهه‌ها ستم ساختاری بود. زن کُرد امروز با تکیه بر این گفتمان، نه تنها علیه آپارتاید جنسیتی، بلکه برای بیانِ «مسئله‌ی بنیادین خود» که ریشه در تبعیض‌های تاریخی دارد، سخن می‌گوید. زن کُرد امروز با تکیه بر این گفتمان، نه تنها علیه آپارتاید جنسیتی، بلکه برای بیانِ «مسئله‌ی بنیادین خود» که ریشه در تبعیض‌های تاریخی دارد، سخن می‌گوید. او از این قدرت و فضای گفتمانی که محصول مبارزه، هزینه و مطالبه‌گریِ مستقیم خود اوست و آن را به جهان تسری داده، استفاده می‌کند تا نشان دهد که چگونه هویت او در میان چرخ‌دنده‌های تمرکزگرایی، مذهب‌گراییِ افراطی و پدرسالاریِ نهادینه شده، هدفِ حذف سیستماتیک قرار گرفته است.

از منظر حقوق بشر، این خیزشِ آگاهانه، تجلیِ ماده ۱ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) یعنی حق تعیین سرنوشت در تمامی ابعاد فردی و جمعی است. این بیانیه سندی است بر این حقیقت که هیچ خاموشی تعمدی‌ای نمی‌تواند گفتمانی را که در بطن جامعه ریشه دوانده و برایش جان‌ها فدا شده است، به فراموشی بسپارد.
 

۱. تبیین مفهوم ستم اینترسکشنال (Intersectional Oppression) برای مسئله زن کُرد

در آستانه ۸ مارس ۲۰۲۶، در حالی که نبرد نظامی و انسداد کامل اطلاع‌رسانی، ایران را در وضعیت اضطراری قرار داده است، تحلیل وضعیت زنان کُرد ضرورتی دوچندان می‌یابد. مسئله زن کُرد، نه یک «مسئله صنفی زنانه»، بلکه نمونه اعلای «تقاطع ستم» در جغرافیای سیاسی ایران است. او در آنِ واحد هدفِ چهار لایه سرکوب است؛

  • جنسیت: قوانین تبعیض‌آمیزی که زنان را در سراسر ایران  شهروند درجه دو می‌داند.
  • هویت: محرومیت و سرکوب به‌دلیل کُرد بودن که هدفش استحاله هویت کُردی است.
  • مذهب: فشار دوچندان بر زنان در منطقه‌ای که اکثریت آن خارج از دایره مذهب رسمیِ حاکمیت هستند.
  • ستم اقتصادی: نگاه امنیتی به کُردستان که منجر به عقب‌ماندگی تعمدی اقتصادی کُردستان شده و خود منشأ بسیاری از آسیب‌ها است.

این لایه‌ها به‌جای آنکه صرفا در کنار هم باشند، یکدیگر را تشدید کرده و «زیستِ اضطراری» را برای زن کُرد رقم زده‌اند. این واقعیت، زن کُرد را در وضعیتی قرار داده که مبارزه برای حقوق جنسیتی او نمی‌تواند به تنهایی پاسخگوی ستم متقاطع بر او باشد؛ چرا که نمی‌توان دیگر هویت‌های او را سلب کرد و او را صرفا در یک هویت (که بر اساس آن‌ها تحت ستم است) تعریف نمود.

از منظر حقوق بشری، این وضعیت مصداق بارز نقض ماده ۲ «میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی» (ICCPR) است که هرگونه تبعیض بر اساس نژاد، رنگ، جنس، زبان و مذهب را ممنوع می‌کند.
 

۲. زیستِ تشکیلاتی: مقاومت در برابر انسداد مدنی از فعالیت رسمی تا محافل مقاومتی

یکی از شاخص‌ترین دستاوردهای زنان کُرد، «زیستِ تشکیلاتی» آن‌هاست. آن‌ها دهه‌هاست، علیرغم سرکوب‌های سیستماتیک، مترقی‌ترین نهادهای مدنی را در حوزه‌های حقوق زنان، محیط‌زیست و فرهنگ بنیان نهاده‌اند و تفاوت بنیادین جنبش زنان در کردستان، «سازمان‌یافتگی» و «ریشه‌دار بودن» آن در لایه‌های مختلف اجتماعی است.

جمهوری اسلامی در دهه‌های گذشته با رویکردی امنیتی، تمامی روزنه‌های رسمی فعالیت (NGOها) را مسدود، مجوزها را لغو و دفاتر را پلمب کرده است. اما تحلیل الگوی رفتاری زنان کُرد نشان می‌دهد که آن‌ها با گذار از «ساختارهای رسمی» به «شبکه‌های محفلی و غیررسمی»، مانع از فروپاشی آگاهی جمعی شده‌اند. این تشکل‌ها که در حوزه‌های حقوق زنان، محیط‌زیست، مدنی، ادبیات و زبان مادری و هر مسئله جامعه فعال بوده‌اند، در مقاطعی که حکومت تصور می‌کرد آن‌ها را ریشه‌کن کرده، با قدرت و انسجام بیشتری در صحنه ظاهر شدند که ما اوج این زیست تشکیلاتی را در خیزش ژن ژیان ئازادی دیدیم.

این تداوم، نشانی از بلوغ سیاسی است که حق تجمع و تشکل (ماده ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر) را نه به عنوان یک امتیاز اعطایی، بلکه به عنوان یک سنگر تسخیرناپذیر حفظ کرده است.
 

۳. مبارزه پیشرو با خشونت‌های سیستماتیک و «زن‌کشی»

زنان کُرد در کردستان، پیشاهنگِ مبارزه با سخت‌ترین لایه‌های خشونت بوده‌اند. آن‌ها همزمان در دو جبهه جنگیده‌اند؛

  • جبهه قانونی: علیه قوانینی که مجوز خشونت را صادر می‌کنند.
  • جبهه اجتماعی: علیه سنت‌های ارتجاعی و «قتل‌های ناموسی».

تحلیل آمارها و الگوهای سرکوب نشان می‌دهد که حاکمیت، آگاهی‌رسانی زنان در مورد «زن‌کشی» (Femicide) را به عنوان تهدیدی امنیتی قلمداد کرده است. بازداشت فعالانی که برای نجات جان زنان در معرض خطر تلاش می‌کردند و همچنین لغو مجوزهای تشکل‌های زنان و جلوگیری از برگزاری هرگونه مراسم مختص به ۸ مارس یا ۲۵ نوامبر و کارهای میدانی زنان برای مبارزه با خشونت (که در تقابل با نگاه امنیتی و مصونیتِ خشونت علیه زنان از دید حکومت بود)، نشان‌دهنده آن است که رهایی زن کُرد از بندِ سنت‌های تحمیلی، با امنیتِ سیاسیِ سیستم در تضاد است.

اما دستاورد بزرگ این مبارزه، تغییر گفتمان در بطن جامعه کردستان بود که در انقلاب ژینا، مردان را نیز به صفوف مطالبه‌گری برابری‌خواهانه کشاند.

سرکوب فعالان مقابله با زن‌کشی و ممانعت از تجمعات ۸ مارس، نقض صریح مواد ۲ و ۵ کنوانسیون CEDAW (الزام دولت‌ها به ابطال سنت‌های تبعیض‌آمیز) و ماده ۶ میثاق ICCPR (تکلیف دولت در صیانت از حق حیات) است. حاکمیت با جرم‌انگاریِ فعالیتِ مدافعان حقوق زنان، تعهدات بین‌المللی خود مبنی بر «مراقبت شایسته» (Due Diligence) برای پیشگیری از خشونت‌های جنسیتی را نقض کرده و عملا به بازتولید خشونت مشروعیت بخشیده است.
 

۴. زندانیان سیاسی زن کُرد؛ پیشانیِ سرکوب و نمادِ تکثر مطالبه‌گری

در سال‌های اخیر، بازداشت زنان کُرد به یکی از اصلی‌ترین ابزارهای لایه‌مند سرکوب تبدیل شده است. ما امروز با ده‌ها زندانی سیاسی زن کُرد روبرو هستیم که به دلایل متکثر بازداشت شده‌اند. این بازداشت‌ها دارای یک الگوی هدفمند هستند:

  • تکثر در هویت زندانی: از معلمان زبان کُردی که برای حق تحصیل مادری (ماده ۲۷ میثاق بین‌المللی) تلاش کردند، تا فعالان محیط‌زیست که زمین را بخشی از هویت بشری می‌دانند، و کنشگران مدنی و فعالین حقوق زن که علیه سرکوب جامعه و سرکوب قضایی در تکاپو بوده‌اند.
  • شکنجه و اعتراف اجباری: استفاده از بازداشت‌های طولانی در انفرادی، محرومیت از وکیل و فشار مضاعف بر خانواده‌ها، همگی ابزارهایی برای درهم‌شکستن اراده زنانی است که به نماد «مقاومت» بدل شده‌اند. این رویه، نقض صریح «کنوانسیون منع شکنجه» است که متأسفانه در سایه سکوت خبریِ ناشی از قطع اینترنت، شدت یافته است.

با این وجود، لازم است اشاره شود که این لایه از سرکوب نتوانسته مطالبه و مبارزه زنان کُرد را به عقب براند؛ بلکه برای بسیاری از آنان، زندان به سنگر مقاومت و تداوم مبارزه تبدیل شده است. عاملیت و صلابتِ مبارزاتی این زنان، سرکوب را به عقب رانده و زندان نه تنها صدای آن‌ها را خفه نکرده، بلکه مطالبه‌گری آنان را از دل بندها قوی‌تر ساخته و زندان را به سنگری برای ادامه راه تبدیل کرده است.

این بازداشت‌های گسترده و خودسرانه، نقض صریح ماده ۹ میثاق ICCPR (حق بر آزادی و امنیت شخصی) و ماده ۱۴ (حق بر محاکمه عادلانه) است. همچنین اعمال فشار بر خانواده‌ها و انفرادی‌های طولانی‌مدت، مصداق بارز شکنجه و رفتارهای غیرانسانی مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر است که با هدفِ حذفِ «عاملیت سیاسی» زنان صورت می‌گیرد.
 

۵. خیزش انقلابی ژن ژیان ئازادی؛ برآمده از بطن دادخواهی و عاملیت زنان

حضور پیشروانه زنان کُرد در انقلاب جاری، نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه میوه درختِ ریشه‌داری است که دهه‌ها با خون و ایستادگی آبیاری شده است. خیزش انقلابی ژن ژیان ئازادی تبلور دهه‌ها مبارزه زیرپوستی زنان کُرد بود. حضور جسورانه زنان در مراسم خاکسپاری ژینا امینی و قرائت بیانیه‌های حقوقی و سیاسی قوی، نشان داد که زن کُرد در رأس تغییرات بنیادین کُردستان و ایران قرار دارد.

این خیزش انقلابی نشان داد که زنان کُرد تنها به دنبال حقوق صنفی خود نیستند، بلکه افق جدیدی از آزادی را برای تمام کُردستان و ایران گشوده‌اند. نقش بی‌بدیل آن‌ها در مراسم‌های نمادین و بیانیه‌های پیشرو، جبهه جدیدی از «دادخواهی سیاسی» را گشوده است. مراسم خاکسپاری ژینا امینی و بیانیه‌های برخاسته از آن، نقطه عطفِ تاریخ سیاسی معاصر بود؛ زنان کُرد در آن میدان، «سوگواری» را به «عاملیت سیاسی» تبدیل کردند.

این حرکت با نقش بی‌بدیل مادران دادخواه تکمیل شد؛ زنانی که دهه‌هاست پرونده‌های مفقودین و اعدام‌شدگان را باز نگه داشته‌اند. آن‌ها نه تنها برای فرزندان خود، بلکه برای «حق بر حقیقت» مبارزه می‌کنند و زنجیره عدالت‌خواهی را از دهه‌های سیاه گذشته به نسل امروز پیوند زده‌اند. مادران دادخواه کُرد امروزه به یک نهاد مدنی تبدیل شده‌اند که علیرغم بازداشت و تهدید، این زنجیره را تا نسل «ژینا» امتداد داده‌اند.

این پایداری بر دادخواهی، تجلیِ «حق بر حقیقت» (Right to the Truth) است که در اسناد بین‌المللی حقوق بشر به عنوان ابزاری برای پایان دادن به مصونیت از مجازات شناخته می‌شود. همچنین، تبدیل سوگواری به اعتراض، متبلورکننده ماده ۱۹ میثاق ICCPR (آزادی بیان و عقیده) در رادیکال‌ترین شکل مدنی آن است که حاکمیت با سرکوب آن، حق بنیادینِ جمعی برای عدالت‌خواهی را نقض کرده است.
 

۶. ۸ مارس ۲۰۲۶؛ حقوق بشر در بن‌بست جنگ و سانسور

امروز در حالی به ۸ مارس رسیده‌ایم که جمهوری اسلامی در پوشش شرایط جنگی، بار دیگر به سرکوب عریان حقوق اولیه شهروندان روی آورده و ایران و کردستان را در خاموشی کامل ارتباطی و خبری قرار داده است. قطع سراسری اینترنت و انسداد ابزارهای اطلاع‌رسانی، استراتژی عامدانه‌ای برای پنهان کردن نقض گسترده حقوق غیرنظامیان و اعمال فشار مضاعف بر زنان کنشگر در فضایی به‌دور از نظارت بین‌المللی است.

ما به‌شدت محکوم می‌کنیم که حاکمیت از وضعیت بحرانی جنگ به عنوان ابزاری برای خفه کردن صدای اعتراضات و سرکوبِ هرچه شدیدترِ مطالبات استفاده می‌کند. خاموشی ارتباطات در ایران و کردستان نباید و نمی‌تواند به پوششی برای جنایات جنگی، بازداشت‌های خودسرانه و خشونت علیه زنان تبدیل شود. طبق حقوق بین‌الملل، دسترسی به اطلاعات در زمان جنگ، نه یک امتیاز، بلکه یک «ابزار بقا» برای غیرنظامیان است و محروم کردن تعمدی مردم از آن، نقض آشکار پروتکل‌های الحاقی کنوانسیون ژنو و جنایتی علیه حقِ امنیت بشری است.

محروم‌سازی تعمدی جامعه از ابزارهای ارتباطی در میانه‌ی مخاصمات مسلحانه توسط جمهوری اسلامی، نقض صریح ماده ۱۹ میثاق ICCPR (حق جستجو و انتشار اطلاعات) و زیر پا گذاشتن اصول بنیادین حقوق بشردوستانه (IHL) است. این اقدام حاکمیت که با هدف ایجاد رعب و وحشت و ممانعت از مستندسازی نقض حقوق بشر صورت گرفته، از سوی سازمان‌های بین‌المللی محکوم است و مسئولیت حقوقی هرگونه فاجعه انسانی در این خلاء خبری مستقیماً بر عهده نهادهای حاکمیتی است.
 

۷. مطالبات زنان کُرد؛ مطالبات بنیادین حقوق بشری

ما بر این باوریم که مسئله زن کُرد، «سنجه‌ی دموکراسی» در ایران است. هیچ تغییری پایدار نخواهد بود مگر آنکه تبعیض‌های متقاطع علیه این زنان به رسمیت شناخته و مرتفع شود؛ چرا که هرگونه تلاش برای نادیده گرفتن این ستم متقاطع، چیزی جز تداوم بی‌عدالتی نیست. ما به عنوان یک نهاد حقوق بشری، بر اساس کنوانسیون‌های بین‌المللی مطالبه می‌کنیم:

  • آزادی بی‌قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی زن کُرد: پایان دادن به جرم‌انگاری و پرونده‌سازی‌های امنیتی علیه کنشگری مدنی و هویت‌طلبانه.
  • به رسمیت شناختن حقوق اینترسکشنال (متقاطع) زنان کُرد: لغو تمامی قوانین تبعیض‌آمیز جنسیتی، هویتی و مذهبی.
  • پایان دادن به وضعیت پادگانی و میلیتاریزه در ایران و کردستان: توقف سیاست‌هایی که مستقیماً امنیت، معیشت و کرامت زنان را هدف قرار داده است و بازگرداندن اینترنت به عنوان یک زیرساخت حیاتی، به‌ویژه تحت سایه حکومتی که همه‌ی راه‌ها را مسدود کرده و مسئولیت خود برای دفاع از مردم را نمی‌پذیرد.
  • تضمین آزادی فعالیت تشکل‌های مستقل زنان: پایان دادن به تعقیب قضایی اعضای آن‌ها و احترام به حق تشکل‌یابی.

ژن ژیان ئازادی که امروز جهانی شده است، نه یک شعار انتزاعی، بلکه محصول رنج و مبارزه هزاران زن کُرد است که در برابر تیره‌ترین اشکال استبداد، روشن‌ترین افق انسانی را ترسیم کرده‌اند. ۸ مارس ۲۰۲۶، روز بازتاییدِ این پیمان خونین میان آزادی و برابری است؛ همان‌طور که در بیانیه ۱۶ دی ۱۴۰۴، شش تشکل زنان از داخل کشور به درستی به آن اشاره کردند.
 

تنظیم؛ اوین مصطفی‌زاده