سالهاست برای هرآنچه آزادی نامیدهایم، هزاران لاله سرخ این دیار خاک را در آغوش میکشند، باشد که آفتاب آزادی روزی بر سرزمینشان بتابد.
ایستادگی این سرزمین و این ملت در برابر یورشهای تمامی دژخمیان و جباران دوران ستودنی و افسانهیی است. چرایی هرگز به مقصد نرسیدن ما، ما ملت از هم گسیخته عاری از ما، ما ملت نابالغ، ناهمگون نامنسجم باعث شده که حال و روز ما اینگونه باشد، دریغا که درسی از گذشته بگیریم، دریغا که دردها را ببینیم و دریغا که چشمهایمان را باز کنیم.
کوبانی در حال سقوط است ...
آری کوبانی که قلب کُردستان و مرکز مقاومت کُردها طی این روزها در برابر تکفیرهای دولت اسلامی است. استقامت جنگاوارن کُرد، دختران و پسران نستوه کُرد در این بخش از کُردستان ستودنی و توصیف نشدنی است.
شاید بگویی از شرق کُردستان خود چرا نمیگویی، باشد که من و تو میدانیم شرق کُردستان هم حال و روزش بغرنجتر، أسفبارتر و تراژدیکتر از هر بخش دیگر کُردستان است، قلم بدستان، احزاب و سیاسیون را میگویم.
ساز ملت یا به قول چپها همان عوام یکی است، کُردستان، آزادی، کُردایتی و اتحاد و اتحاد و اتحاد... . ولی آنها عوامند و شعور سیاسی که ندارند و بگذار آنقدر هوار بکشند تا گلویشان پاره شود.
کمیک تراژدی ما کُردها از اینجا شروع میشود، صف آرایی مشمئزکننده در بین احزاب، روشنفکران، قلم به دستان و روزنامهنگاران و حتی فعالان حقوقبشر و محیطزیست که من کل در فضای مسموم توهماتی سیاسی غرق شدهاند. هر کس و جریانی میخواهد خود رویین تن و قهرمان این میدان پراز آشوب و پیچیده گردد و بقچه حقوق ملت را برایشان به ارمغان بیاورد.
داعیهداران کوبانی فراوانند، حزبی میخواهد تنها خود قهرمان ملت باشد حقوق ملی و دمکراسی را برای ملت تحقق بخشد در حالی که خود بخش دیگری از ملت را هیچ شمرده و نمایندگان سیاسی آنها در بیرون مرزها را به داخل راه نمیدهد، بخشی از ملت را به ناچار آواره کرده است و از ملت و حقوق ملت و ما و خاک و سرزمین هم دم میزند.
دیگریها در بیرون گود نشسته و سخن از یال و گوپال خویش میزنند، از قدرت خویش در میدان مبارزه علیه متجاوزان و تکفیرها میگویند که دارند و نمیگذارند که قدرت نمایی کنند، ولی دریغا که هنوز نفهمیدهاند که مبارزه نه اجازه میخواهد و نه تعارف و باید رفت و در میدان مبارزه هرآنچه را که ناممکن پنداشته میشود ممکن کرد.
اگر احزاب غیر از حزب اتحادیه دمکراتیک یا همان پ ی د، از همان روزهای نخست و بنا به ادعاهای خود که بین ٤ تا ٦ هزار نیروی مسلح پیشمرگ مستقر در جنوب کُردستان دارند، بدون گوش دادن به تهدیدهای پ.ی.د به داخل روژآوا میرفتند و مستقر میشدند و امروز به امر واقع تبدیل شده و پ.ی.د نیز ناچاراً و در این شرایط مجبور میبود به وجود آنها اعتراف کند و امروز دریک جبهه علیه داعش میجنگیدند و حداقل در جنگ علیه داعش و به ویژه در کوبانی، پ.ی.د تنها نمیبود و این احزاب هم هوارشان مثل این روزها گوشها را کر نمیکرد.
ولی سئوال اساسی اینجاست، سران "پ ک ک" و "پ ی د" برآنند که چه بکنند؟ و در این وضعیت پیچیده امروزی که معادلات داخلی اکثر کشورهای خاورمیانه و به ویژه کُردستان تحت تاثیر عوامل منطقهای و نیروهای جهانی است میخواهند چه بکنند، و تا کی دوام بیاورند. آیا دنیا و حتی مردم خود آنها میتوانند تکروی و انحصارطلبی آنها را تقبل کنند؟ بدون شک پاسخ منفی است و این مسیر به مقصد ختم نمیشود.
هر کُردی و در هرجای این کره خاکی، امروز چشم به کوبانی دوخته و ناراحت از سقوط این شهر است. خون هر جوانی که در راه کُردستان و در قالب هر تشکلی که میریزد بدون شک قلب هر آزادیخواه کُردی را جریحهدار می کند، ولی آیا جاهطلبیهای حزبی و شخصی آنقدر میارزد که ما خون این همه لاله سرخ را نادیده بگیریم.
اصلاحاتی همچون حزب، حقوق ملی و ... به عنوان دستاوردهای مدرنیته واژههایی هستند که از غرب و آمریکا به ما رسیدهاند. همه اینها برای خدمت به منافع ملی و ملت و کشور بوده و آنها در این راستا این مکانیسمها را به کار گرفتند، ولی ما چه، تا کی باید اینگونه بود؟ آیا احزابمان فرمهای نوینی قبایل و عشایر قبلی برای ما نشدهاند؟
همه در سخن همانیم که میگوییم ولی در عمل نه آنیم که میگوییم. آیا نباید ما از خود بپرسیم کدامیک برای مهمتر و اهمیتش بیشتر است، ملت، خاک، سرزمین یا ما و احزاب و خواستههای حزبی و شخصیامان، کدامیک؟
نظر نویسنده لزوماً بازتاب دیدگاه آژانس خبررسانی کُردپا نمیباشد.




