روایت یک شاهد از بند امنیتی دیزل‌آباد کرمانشاه؛ بی‌خبری از صدها بازداشتی تا محرومیت‌ و ممنوعیت‌های شدید با سازوکار بازداشتگاه‌های امنیتی

20:33 - 2 مرداد 1405

این گزارش، بر پایه روایت یکی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، تصویری مستند از سیاست ایزوله‌سازی بازداشت‌شدگان سیاسی و عقیدتی در بند امنیتی ۹ زندان دیزل‌آباد کرمانشاه ارائه می‌دهد؛ بندی که عملا به «زندان درون زندان» تبدیل شده و در آن، با تداوم سازوکار بازداشتگاه‌های امنیتی، بازداشت‌شدگان در معرض بازداشت‌های طولانی‌مدت و بلاتکلیف، شکنجه و خشونت مستمر، بی‌خبری مطلق از سرنوشت، محرومیت از حقوق بنیادین از جمله دسترسی به وکیل، ملاقات و تماس با خانواده، حضور مأموران امنیتی و افراد نفوذی و شرایط غیرانسانی نگهداری قرار می‌گیرند.

این روایت نشان می‌دهد که این بند ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت سازمان‌یافته، سرکوب معترضان و خانواده‌های آنان و اعمال رفتارهایی است که مصداق بارز شکنجه و نقض اصول بنیادین دادرسی عادلانه است.

این گزارش بر اساس شهادت و روایت عینی یکی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ تنظیم شده است که چندین ماه در سلول‌های انفرادی بازداشتگاه‌های امنیتی و بند امنیتی موسوم به بند ۹ زندان دیزل‌آباد کرمانشاه محبوس بوده است. جهت حفظ امنیت و جان این شاهد عینی، جزئیات هویتی وی نزد آژانس خبری کُردپا محفوظ می‌ماند.

۱- زندان در زندان، برای سرکوب زندانیان سیاسی و عقیدتی با سازوکار بازداشتگاه‌های امنیتی؛

صدها تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، پس از بازداشت توسط نیروهای وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه و گذراندن هفته‌ها بازجویی در سلول‌های انفرادی بازداشتگاه‌های امنیتی، به بند امنیتی زندان دیزل‌آباد کرمانشاه منتقل می‌شوند و می‌توان گفت این بند در حال حاضر پر از بازداشت‌شدگان است. شاهد عینی کُردپا که مدتی در این بند بوده، می‌گوید: «طی مدتی که من در این بند بودم، ورود بازداشت‌شدگان همچنان ادامه داشت و تا زمانی که آنجا بودم، تعداد افرادی که وارد این بند شده بودند از ۶۰۰ نفر هم گذشته بود.»

بند امنیتی زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، موسوم به بند ۹، در حال حاضر یکی از مخوف‌ترین بخش‌های زندان دیزل‌آباد کرمانشاه است. این بند از چند سال پیش به دستور وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه، کارکرد و ساختار آن برای سرکوب مضاعف زندانیان سیاسی و عقیدتی تغییر کرد. منبع کُردپا می‌گوید یکی از دلایل و چیزهایی که در این رابطه شنیدم این بود که روز به روز داشت به تعداد زندانیان سیاسی و عقیدتی که قبلا در دیگر بندها پخش شده بودند اضافه می‌شد، اما هدف اصلی فراتر از مدیریت آمار زندانیان، ایجاد یک بند امنیتی ایزوله تحت مدیریت مستقیم نهادهای امنیتی در قلب یک زندان عمومی بوده است.

«انبارسازی انسانی» با شکنجه زیستی؛

این بند شامل ۲۰ اتاق کوچک، هر یک با مساحت حدود ۱۲ متر مربع و همچنین تعداد نامشخصی سلول انفرادی است. هر اتاق برای نگهداری ۱۰ تا ۱۵ نفر طراحی شده، اما بیش از ۳۰ زندانی در آن نگهداری می‌شوند. به دلیل کمبود تخت، تعدادی از زندانیان ناچارند روی زمین بخوابند. به گفته این منبع، تمامی افراد نگهداری‌شده در این بند زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند.

همچنین برخی از زندانیان سیاسی و عقیدتی که احکام اعدام یا حبس سنگین دارند به این بند منتقل شده‌اند، بدون حتی یک روز مرخصی. بر اساس داده‌های کُردپا؛ «حسین پالانی جاف» و «محی‌الدین عبداللهی»، دو شهروند محکوم به اعدام به اتهام «بغی» که اخیرا نیز اعدام شدند، در این بند نگهداری می‌شدند. «نورعزیز دارابی» نیز که در ارتباط با حمله به مجلس شورای اسلامی ایران بازداشت و به ۲۵ سال حبس محکوم شد، در این بند است.

۲. در این بند، زندانیان حق ندارند در مورد هم بدانند و سوال کنند؛

به گفته این بازداشت‌شده دی‌ماه، محدودیت‌ها، نظارت امنیتی و سناریوهای امنیتی برای سکوت در این بند به‌شدت بالا است. به‌گونه‌ای که زندانیان حق ندارند اسم و مشخصات یکدیگر را بپرسند یا مشخصات خود را به کسی بدهند. به‌صورت کلی نباید کسی بداند چه کسی داخل این بند است و اگر متوجه شوند کسی اطلاعات خود را در اختیار فردی دیگر قرار داده، به‌شدت با او برخورد می‌کنند؛ اتفاقی که چند بار برای خود من پیش آمد چون به گفته خودشان خلاف قانون است.

به ندرت و به سختی می‌شود که در این بند از اسم و مشخصات همدیگر مطلع بشی، چون در اتاق‌های قرنطینه، افراد لباس‌شخصی تحت عنوان بازداشتی میان بازداشت‌شدگان برای مخبری به‌شدت زیاد هستند و حضور دارند و اساسا اطمینان از گفتن مشخصات وجود ندارد. همچنین در این بند زندانیان همانند بازداشت در بازداشتگاه‌های امنیتی و سلول‌های اطلاعات، مورد بازجویی و ضرب‌وجرح مداوم قرار دارند. از دیگر سو، خانواده‌های زندانیان نیز در صورت اطلاع‌رسانی درباره وضعیت عزیزانشان با تهدید و فشار فزاینده نیروهای امنیتی مواجه می‌شوند.

ایجاد یک بایکوت خبری مطلق و قطع شریان دادخواهی به‌عنوان یکی از اهداف محوری بند ۹:

یکی از اهداف اصلی ساخت و راه‌اندازی این بند، ایجاد یک بایکوت خبری مطلق است. منع صحبت کردن، ممنوعیت تبادل نام و مشخصات، حضور مخبران لباس‌شخصی در سلول‌ها و تهدید شدید خانواده‌ها، همگی برای این طراحی شده‌اند که جامعه و رسانه‌ها از سرنوشت بازداشت‌شدگان بی‌خبر بمانند تا توان دادخواهی جمعی کاملا سلب شود.

شاهد عینی به کُردپا می‌گوید؛ این بند، زندان‌بان‌های مخصوص خودش را دارد که از نیروهای اطلاعات و اطلاعات سپاه و تحت نظارت آن‌ها هستند و همیشه هم زندانی‌ها را مورد آزار و اذیت و ضرب‌وجرح و تحقیر قرار می‌دهند. به گونه‌ای که زندانیان هر لحظه و حتی در اوقات نصفه‌شب، به داخل قرنطینه و سلول‌ها می‌آیند و حداقل با داد و بیداد در تلاشند که اثرات روحی و روانی در زندانیان ایجاد کنند. به گونه‌ای که خودم حتی بعد از آزادی مجبور شدم به دکتر روانشناس و اعصاب مراجعه کنم: «واقعا با زبان نمیشه توصیف کرد و فضای آنجا وحشتناک است.» رئیس زندان نیز اختیاری برای نظارت بر این بند ندارد و نظارت و اداره این بند تماما با وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه است.

۳. زندانیان اتاق‌ها از حق ملاقات و بازداشت‌شدگان محبوس در سلول‌های انفرادی از حق یک تماس چند ثانیه‌ای هم محروم هستند؛

به گفته شاهد عینی کُردپا؛ زندانیان این بند به‌صورت کلی از حق ملاقات با خانواده محروم هستند. زندانیانی که در اتاق‌ها نگهداری می‌شوند شاید هفته‌ای یا ۱۰ روز یک‌بار حق تماس‌های کوتاه با خانواده را داشته باشند، آن هم مسئولین زندان بالای سرشان هستند، اما بازداشت‌شدگان در سلول انفرادی این بند حتی از حق تماس تلفنی نیز محروم می‌باشند.

هواخوری برای بازداشت‌شدگان این بند نیز روزانه نیم ساعت است، در صورتی که بندهای دیگر زندان دیزل‌آباد روزانه ۱۰ ساعت در روز هواخوری دارند.

همچنین اعم زندانیان این بند و بالای ۹۰٪ آن‌ها از حق داشتن وکیل محروم هستند و منبع کُردپا می‌گوید: «اجازه داشتن وکیل به زندانیان داده نمی‌شد و حتی شنیدم که در این مورد وکیل بعضی از افراد را تهدید کردن که وکالتشان را پس بگیرند.»

۴- این بند آب گرم ندارد، پتو به همه نمی‌رسد، غذا بد کیفیت و بی‌توجهی پزشکی وحشتناک؛

بی‌توجهی به وضعیت پزشکی زندانیان در این بند وحشتناک است و منبع کُردپا می‌گوید: «در هواخوری با چشم خودم دیدم شاید بیش از ۵۰ زندانی به رسیدگی پزشکی نیاز مبرم داشتند. چندین نفر به بدنشان و شکمشان ضربات سنگین وارد شده بود و همیشه حالت تهوع و استفراغ و بی‌حالی داشتند.»

شرایط در این زندان به‌شدت غیرانسانی است. منبع کُردپا می‌گوید: «این بند آب گرم ندارد و حتی حمام کردنمان در زمستان با آب سرد است. غذا و خوراک افتضاح بود، غذا کم و بی‌کیفیت بود و در این بند فروشگاهی هم وجود ندارد. شب‌ها بعضی از افراد پتو داشتیم و بعضی نداشتیم، آن هم در زمستان که بخاری هم نداشتیم و پنجره‌های اتاق هم توری بود و به‌طرز وحشتناکی سرد بود. به جان بچه‌ام قسم واقعیت رو می‌گویم. بند از لحاظ بهداشتی افتضاح هست، انواع حشرات کثیف در بند وجود دارد و همیشه زندانیان آنجا به بیماری‌های مختلفی دچار می‌شوند.»

شکنجه‌های خاموشی هستند که جسم زندانی را خرد می‌کنند یکی دیگر از اهداف ساخت این بند است که در اینجا به روشنی نشان داده می شود.

۵- بند ۹، محل نگهداری طولانی‌مدت و بلاتکلیف بازداشت‌شدگان و تحمیل وثیقه‌های سنگین خارج از توان؛

منبع کُردپا در مورد هدف از نگهداری بازداشت‌شدگان به‌صورت بلاتکلیف و طولانی‌مدت در این بند می‌گوید: «به نظرم هدف از بازداشت طولانی‌مدت و با محدودیت و ممنوعیت شدید در این بند، ایجاد رعب و وحشت است که به خانواده‌ها و جامعه به‌شکل بی‌خبری مطلق سرایت کند و جامعه سرکوب شود. همچنین تودیع وثیقه‌های سنگین برای آزادی موقت بعد از بازداشت‌های طولانی، خود فشار مضاعف دیگری بر خانواده و زندانیان است. معمولا وثیقه‌ها بین یک میلیارد تا ۲۰ میلیارد تومان بودند. همه بازداشت‌شدگانی که تاکنون به‌صورت موقت آزاد شده‌اند بعد از سه یا چهار ماه بوده است و ده‌ها زندانی هنوز با گذشت ماه‌ها به‌صورت بلاتکلیف در بازداشت هستند و حتی با تودیع وثیقه آن‌ها مخالفت می‌شود. همچنین خطر صدور احکام سنگین و حتی اعدام متوجه برخی از بازداشت‌شدگان است.»

بازداشت‌شدگانی مانند «علی‌اشرف یاراحمدی»، «وحید قنبری» و «سروش کرمی» افرادی هستند با اتهام محاربه روبرو هستند. از جمله بازداشت‌شدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ هستند که بعد از ۵ ماه بازداشت و بی‌خبری مطلق، تنها دو ساعت پس از انتقال به زندان دیزل‌آباد کرمانشاه با اتهام «محاربه» بلافاصله به سلول انفرادی این بند امنیتی منتقل شدند و تاکنون از سرنوشت آن‌ها اطلاعی در دست نیست و حتی یک تماس کوتاه با خانواده نداشته‌اند.

کُردپا پیش‌تر در ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ گزارش داده بود که «وحید قنبری»، شهروند کُرد ساکن کرمانشاه، روز ۸ بهمن بدون ارائه حکم قضایی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی کرمانشاه منتقل شده است. وی در زمان انتشار آن گزارش نیز از حق دسترسی به وکیل، ملاقات و تماس با خانواده محروم بود و تاکنون نیز دلیل بازداشت او اعلام نشده است.

کُردپا همچنین پیش‌تر در ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ از بازداشت خودسرانه «سروش کرمی» در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ خبر داده بود. وی پس از ماه‌ها تنها دو ساعت پس از انتقال به زندان دیزل‌آباد کرمانشاه با اتهام «محاربه» بلافاصله به سلول انفرادی این بند امنیتی منتقل شد و تاکنون از سرنوشت او اطلاعی در دست نیست و حتی یک تماس کوتاه با خانواده نداشته‌ است.

سرکوب و بازداشت معترضین دی‌ماه هر روز ابعاد شدیدتری به خود می‌گیرد؛

او در مورد وضعیت برخی از بازداشت‌شدگان بعد از آزادی موقت و بعد از این همه سرکوب و خشونت در بازداشت می‌گوید: «به‌صورت کلی جامعه و به‌صورت اخص بازداشت‌شدگان از احکام سنگین می‌ترسند؛ آینده خانواده‌هایمان چه خواهد شد؟ این ترس در مورد افراد آزاد نشده بدتر است و آن‌ها استرس احکام اعدام را دارند. و می‌توانم بگویم سرکوب و بازداشت معترضین دی هر روز ابعاد شدیدتری می‌گیرد و بازداشت‌ها همچنان ادامه دارد و بدون استثنا خانواده‌ها رو هم تهدید می‌کنند که نباید کسی بفهمه وگرنه برایتان گران تمام می‌شود.»

این شاهد عینی در پایان می‌گوید: «خدا شاهده به جان بچه‌هام قسم من همه اینارو که خدمتتان گفتم با چشم خودم دیدم.»

 زندان دیزل‌آباد کرمانشاه؛

زندان مرکزی کرمانشاه، معروف به زندان دیزل‌آباد، در سال ۱۳۵۴ در محله دیزل‌آباد شهر کرمانشاه با ظرفیت اسمی ۲۹۰۰ نفر آغاز به کار کرد. با این حال، در دهه‌های اخیر، جمعیت محبوس در این زندان همواره فراتر از ظرفیت استاندارد بوده و بر اساس گزارش نهادهای نظارتی به حدود ۶۰۰۰ نفر (یعنی بیش از دو برابر گنجایش واقعی) افزایش یافته است. این تراکم شدید جمعیت، به مرور زمان ساختار اداری و فیزیکی زندان را با چالش‌های تروماتیک و امنیتی مواجه کرده است. بند ۹ در ساختار سنتی و تعریف‌شده زندان دیزل‌آباد، از دیرباز به عنوان «بند ادب» شناخته می‌شد. این بند به طور سنتی محل نگهداری محکومان به اعدام، زندانیان جرائم خشن و افرادی بود که به دلیل تخلفات درون‌بندی برای اعمال تنبیه انضباطی به آنجا منتقل می‌شدند.

 

تنظیم؛ ئه‌وین مصطفی‌زاده