سقز؛ یک مرد و یک زن جوان به زندگی خود پایان دادند

14:01 - 7 تیر 1405

۷ تیر ۱۴۰۵؛ طی روزهای گذشته یک زن جوان با نام «چیمن علی‌محمدی» و یک مرد جوان با نام «شورش کریمی» اهل سقز به زندگی خود پایان دادند.

یک منبع مطلع ضمن تأیید این خبر به کُردپا گفت: روز شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ «چیمن علی‌محمدی» متأهل و مادر ۲ فرزند، همچنین «شورش کریمی» متأهل، از طریق خودکشی به زندگی خود پایان دادند. تاکنون از دلایل خودکشی این شهروندان کُرد اطلاعی در دست نیست.

افزایش آمار خودکشی در ایران در حال حاضر ناشی از تلاقی پیچیده بحران‌های ساختاری است و ترکیبی از عوامل اقتصادی، اجتماعی و روانی نسبت داده می‌شود؛ از جمله فشار شدید معیشتی، بیکاری و تورم، افزایش ناامیدی نسبت به آینده به‌ویژه در میان جوانان، گسترش افسردگی و اختلالات روانی به‌دلیل استرس‌های مزمن، ضعف دسترسی به خدمات مشاوره و درمان روانی، و همچنین مشکلات خانوادگی و اجتماعی مانند طلاق و خشونت خانگی که در مجموع باعث افزایش آسیب‌پذیری روانی افراد می‌شود و این پدیده در حال حاضر یک چالش جدی سلامت روان و بحران اجتماعی در ایران محسوب می‌شود.
 

زن‌کشی و خودکشی در کُردستان؛ برآیند درهم‌تنیدگی تبعیض ساختاری، حذف اجتماعی و نگاه امنیتی حکومت؛

به‌ گفته اوین مصطفی‌زاده، سخنگوی کُردپا؛ زن‌کُشی و خودکشی در کُردستان یک پدیده بسیار درهم‌تنیده با شرایط اجتماعی-اقتصادی-سیاسی است که به‌دلیل در حاشیه قرار‌دادن و در عقب مانده نگه داشته‌شدن کُردستان از سوی حکومت، فرصت‌ها و رشد و پویایی اجتماعی و فردی از انسان‌ها سلب می‌شود و در این شرایط انسان‌ها آموزش و آگهی لازم برای برخورد با آسیب و مشکلات اجتماعی را پیدا نخواهند کرد.

از دیگر سو، حکومت در راستای نگاه امنیتی و دیگری به کُردستان، تلاش می‌کند آسیب‌های اجتماعی را در جامعه کُردستان فرهنگی ذاتی-درونی نشان دهد و بگوید مشکل از فرهنگ کُردها است، درحالیکه فرهنگ یک مسئله کاملا سیال است و در کشورهای نرمال بودجه فراوانی برای ارتقا آن در نظر گرفته می‌شود.

این خوانش نه به معنای انکار سنت‌های غلط در جامعه کُردستان است و چه بسا در سال‌های اخیر فعالین زن و فعالان برابری جنسی/جنسیتی با دستان خالی بیشترین نقش را در مبارزه با زن‌کُشی و خودکشی در جامعه کُردستان داشته‌اند و در راستای دغدغه‌مند کردن جامعه و پس‌زدن سنت‌های غلط و مردسالار برآمده‌اند‌؛ با‌وجود اینکه در این راه بازداشت شده و اعم انجمن‌های مربوط به زنان لغو مجوز شده‌اند یا دیگر مجوز‌هایشان تمدید نشده است.

فعالین، رسانه و نهادهای حقوق بشری نیز نه تنها اخبار زن‌کُشی و خودکشی‌ها را انکار و پنهان نکرده بلکه با هدف آگهی بخشی به جامعه و دغدغه‌مند کردن افکار عمومی، تلاش کرده‌اند بر روی آسیب‌های اجتماعی دست گذاشته و آن را به مسئله همگانی تبدیل کنند.

مسئله مهم دیگر این است که خود قربانیان زن‌کُشی و خودکشی قربانیان منفعلی نیستند، بلکه ما در سال‌های اخیر شاهد خودکشی و زن‌های کشته شده‌ای بوده‌ایم که در پی اعتراض به خشونت، سنت‌ها و تبعیضات جان خود را از دست داده‌اند.
لازم به ذکر است، این نوشتار برای مطرح کردن پیچیدگی‌ آسیب‌های اجتماعی در کُردستان و درهم‌تنیدگی ساختارها با آن است، چرا که خوانش تک بعدی از مسئله کاملا غلط است.