زندان قروه؛ اعدام افشین داودی؛ اعدامی که پس از پنج ماه رسانهای میشود
۲۷ خرداد ۱۴۰۵؛ طی پنج ماه گذشته حکم اعدام یک زندانی کُرد به نام «افشین داودی» که با اتهام «قتل عمد» به قصاص نفس محکوم شده بود، در زندان قروه به اجرا درآمده است.
یک منبع مطلع ضمن تأیید این خبر به کُردپا گفت: «افشین داودی»، ۲۸ ساله، ساکن شهرستان دهگلان و اهل روستای «گرگانه»، در تاریخ ۲۴ دیماه ۱۴۰۴ به اتهام «قتل عمد» در زندان قروه اعدام شده است، اما به دلیل قطع اینترنت و محدودیتهای ارتباطی، خبر اعدام او پس از پنج ماه و در خرداد ۱۴۰۵ رسانهای میشود.
منبع مطلع کُردپا در رابطه با پرونده افشین داودی میگوید: او در شهریور ۱۴۰۲، حدود ساعت دو بامداد و پس از بازگشت از شخمزدن زمینهای کشاورزی، در حالی که برادرش در منزل حضور نداشته، متوجه ورود فردی به نام «م.ص» به منزل برادرش میشود و با او درگیر میشود. در جریان این درگیری، آن فرد فرار میکند.
به گفته این منبع، این واقعه با موضوع «تجاوز» به همسر برادر افشین مرتبط بوده و این زن پس از آن اقدام به خودکشی کرده و جان خود را از دست داده است. او مادر دو کودک خردسال بوده است. این منبع میافزاید که افشین داودی چهار روز پس از این واقعه، فرد مذکور را به قتل رسانده است.
این منبع درباره «م.ص» نیز میگوید که در جریان رسیدگی قضایی، موضوع «مهدورالدم» بودن مقتول مطرح شده بود، اما با دخالت برخی افراد در نیروی انتظامی استان کردستان و به گفته او «یک سرهنگ» که با مقتول نسبت فامیلی داشته است، پرونده بهصورت یکطرفه در مسیر صدور حکم قصاص علیه افشین داودی پیش رفته و در نهایت حکم اعدام او صادر شده است.
به گفته این منبع، یکی از بازپرسهای دیوان عالی کشور نیز استناد به «مهدورالدم» بودن مقتول را با توجه به شرایط پرونده و ادعای دفاع از ناموس قابل بررسی دانسته و معتقد به نقض رأی صادره بوده است، اما در نهایت حکم قصاص تأیید و اجرا شده است.
اعدام این زندانی تا زمان تنظیم این خبر از سوی رسانههای داخل ایران یا منابع رسمی اعلام نشده است.
در ساختار مجازات قصاص در قوانین جمهوری اسلامی ایران، تمامی انواع قتل عمد صرفاً دارای یک مجازات، یعنی «قصاص نفس» هستند و عواملی همچون دفاع مشروع، نزاع ناخواسته، شرایط وقوع جرم، انگیزه متهم یا وضعیت روانی و اجتماعی او تأثیر تعیینکنندهای در اصل مجازات ندارند. عدم تفکیک میان انواع قتل، فارغ از شدت، ضعف و انگیزه ارتکاب جرم، که در نهایت میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود، از یک سو، و واگذاری حق سلب حیات به اولیای دم از سوی دیگر، با تعهدات بینالمللی ایران ذیل مواد ۶ و ۱۴ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، بهویژه حق حیات و حق برخورداری از دادرسی عادلانه، در تعارض است. همچنین این ساختار با وظایف حاکمیتی تصریحشده در اصول ۲۲ و ۱۵۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در زمینه حفظ امنیت جانی افراد و تحقق عدالت عمومی نیز قابل تأمل است.
از آنجا که اجرای حکم اعدام افشین داودی تا زمان انتشار این گزارش از سوی هیچیک از رسانههای داخلی یا منابع رسمی اعلام نشده است، این پنهانکاری و عدم شفافیت، علاوه بر سلب امکان نظارت عمومی و راستیآزمایی روند دادرسی، ضرورت اصلاحات بنیادین حقوقی در زمینه درجهبندی جرائم منجر به قتل و بازنگری در ساختار فعلی قصاص نفس را بیش از پیش برجسته میکند.
