روایت یک شاهد عینی، از کشتار و عملکرد یک گروه سرکوب سازمانیافته در تهران؛ با آرایش جنگی و سلاح گازاشکآور، ساچمهای، کلاشینکوف و تک تیرانداز
یکم اسفند ۱۴۰۴؛ روایت یک شاهد عینی در یکی از مناطق تهران از عملکرد یک گروه نیروی سرکوب جمهوری اسلامی ایران در شب ۱۹ دی ۱۴۰۴ نشان میدهد که نیروی سرکوب به شکل سازمانیافته و با وظیفههای تقسیمبندیشده، متشکل از نیروهای مسئول شلیک گاز اشکآور، سلاحهای ساچمهای، سلاحهای جنگی «کلاشینکوف» و سلاحهای جنگی «تکتیرانداز»، اقدام به کشتار و سرکوب برنامهریزیشده کردهاند و به گفته این شاهد، در این شب از هیچ چیزی و هیچ جنایتی برای سرکوب کوتاهی نکردهاند.
کُردپا این اطلاعات را از طریق یک منبع مطلع در تهران بهدست آورده و برای حفظ امنیت این فرد، به محله مورد نظر اشاره نمیشود. این گزارش تلاش میکند روایت را بهصورت عینی ارائه دهد و نشان دهد نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در مدت کوتاهی از سرکوب شب ۱۹ دی ۱۴۰۴ چگونه عمل کردهاند.
روایت این شاهد، نحوه عملکرد یک گروه سرکوب در مدت کوتاهی از شب ۱۹ دی را نشان میدهد؛ گروهی سازمانیافته، مجهز به سلاحهای «گاز اشکآور»، «ساچمهای»، «کلاشینکوف» و «تکتیرانداز» که با آرایش مشخص، ابتدا گاز اشکآور شلیک میکرد، سپس با سلاح ساچمهای و بعد با سلاح جنگی به مردم تیراندازی میکرد و همزمان تکتیراندازها پشتبامها را هدف میگرفتند؛ روایتی که شامل شرح تیراندازی گسترده، شلیک به سر و گلو، استفاده وسیع از گاز اشکآور و کشتهشدن دستکم دو نفر در برابر چشم شاهد است.
در شب ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ چه گذشت؟
در این دو شب هزاران نفر از مردم در این منطقه بیرون آمده بودند و اعتراضات بزرگی در جریان بود؛ چیزی که تاکنون در این منطقه سابقه نداشته است. تیراندازی بسیاری توسط نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به سمت مردم صورت گرفت. در شب ۱۸ مردم در خیابانها راهبندان آتش درست کرده بودند و با شعارهای «مرگ بر خامنهای» به اعتراضات ادامه میدادند.
اعتراضات در شب دوم، ۱۹ دی، نیز ادامه داشت با این تفاوت که در این شب نیروهای سرکوب انگار دیگر از هیچگونه شلیک و جنایتی علیه مردم کوتاهی نمیکردند. نحوه عملکرد گروههای سرکوب در برخورد با مردم این واقعیت را کاملا نشان میداد و انگار تمام توان خود را برای سرکوب به کار گرفته بودند.
اعتراضات و سرکوب در این منطقه در حالی در جریان بود که بسیاری از خانوادههای وابسته به حکومت و ارگانهای مختلف حکومتی نیز در این منطقه ساکن بودند.
گروه سرکوب سازمانیافته، مجهز به انواع سلاح جنگی، ساچمهای و گاز اشکآور؛
این شاهد عینی درباره ترکیب یکی از گروههای سرکوب میگوید؛ عملکرد، رفتار و آرایش نظامی این گروه نشان میداد که سازمانیافتهاند. این گروه حدودا ۱۰ نفره یا بالای ۱۰ نفر بود. دو نفر سلاحهایی مانند «تاپر» یا «شاتگان» داشتند و جلوتر از بقیه حرکت میکردند. دو نفر در سمت چپ و راست گروه گاز اشکآور شلیک میکردند. پشت سر آنها نیروهای مسلح به سلاح جنگی «کلاشینکوف» قرار داشتند و در انتهای گروه نیز دو نفر مسلح به «تکتیرانداز» با سلاحهایی مانند «قناسه» حضور داشتند.
نحوه عملکردشان اینگونه بود که ابتدا گاز اشکآور پرتاب میکردند، سپس با سلاحهای ساچمهای شلیک میکردند و در ادامه با سلاحهای جنگی «کلاشینکوف» مردم را به رگبار میبستند. افراد «تکتیرانداز» نیز پشتبامها را زیر نظر داشتند و به افراد حاضر در پشتبامها شلیک میکردند.
گلولههای جنگی «تکتیراندازها» انگار از «قناسه» بزرگتر بود و میتوانست از دیوار رد شود؛
این شاهد درباره نوع و عملکرد گلوله سلاح «تکتیراندازها» میگوید؛ افرادی که اسلحهای مانند «قناسه» در دست داشتند، با توجه به نوع گلولهها، انگار گلولههایشان از اسلحه «قناسه» بزرگتر بود و همانطور که در تصویر دیده میشود میتوانست دیوار را سوراخ کند و رد شود و هنگام اصابت به دیوار صدا و شدت تخریب بالایی داشت.
تصویری از پوکه گلوله «تک تیرانداز» شلیک شده به مردم؛

شلیک گاز اشکآور که حتی به پشتبام خانهها رسید؛

با رنگ زرد و قهوهای و پوکههای بدون آرم که مشخص نیست از چه موادی برای ساختش استفاده شده؛
این شاهد درباره استفاده گسترده از گاز اشکآور میگوید در مدت کوتاهی آنقدر گاز اشکآور شلیک شده بود که تا چهار ساعت پس از رفتن گروه سرکوب مردم نمیتوانستند نفس بکشند. یکی از گازهای اشکآور به پشتبام یکی از منازل شلیک شد. گازها رنگ «زرد» و «قهوهای» داشتند و با وجود بازگشت سریع مردم از پشتبامها به داخل منازل، تا یک ساعت در داخل خانه نیز نمیتوانستند بهدرستی نفس بکشند. درد و سوزش شدید بود و وقتی وارد چشم یا گلو میشد، با هیچ چیز آرام نمیگرفت و هر نقطهای از بدن که لمس میشد احساس سوزش شدید داشت.
پوکههای گاز اشکآور «بدون آرم» و ساده بود و به گفته شاهد انگار بهصورت سفارشی تهیه شده بود تا مشخص نباشد از چه موادی برای ساختش استفاده شده و احتمالا حاوی مواد خطرناک و غیراستاندارد بوده است.
کشتن دو نفر را دیدم که به سر و گلویشان با گلوله جنگی شلیک شد؛
این شاهد میگوید در شب ۱۹ دی شاهد کشتن دو نفر با گلوله جنگی به سر و گلو بوده است. یکی از این افراد در خیابان اصلی از ناحیه سر هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و در دم جان باخت و مردم سریع او را با خود بردند تا به دست گروه سرکوب نیفتد.
دیگری جلوی درِ ورودی و پلههای یک خانه هدف تیراندازی قرار گرفت و کشته شد. گروه سرکوب پس از تیراندازی قصد داشتند جسد او را بربایند. وقتی مردم از پنجرهها فریاد میکشیدند و بر بالای سر جنازه آمدند، نیروهای سرکوب عقب کشیدند، اما با این وجود بر ماشین «سایپا»ی فرد کشته شده سوار شدند، آن را دزدیدند و با خود بردند.
این جانباخته «سعید شهگلی» بود. به ناحیه گلو او شلیک شد، گلوله به داخل فکش نفوذ کرده بود، نمیتوانست نفس بکشد و خون زیادی بالا میآورد. این وضعیت چند دقیقه ادامه داشت تا جان باخت و بدنش بلافاصله سرد شد. خانوادهاش که منزلشان دو کوچه پشتی بود، آمدند و جنازه فرزندشان را با وانت بردند.
پیشتر کُردپا در گزارشی در ۲۹بهمن ۱۴۰۴، قتل حکومتی «سعید شهگلی» را منتشر کرده بود؛ او جوان ۳۷ ساله کُرد یارسان اهل روستای «حاجیآباد» تویسرکان از توابع همدان و ساکن «سعیدآباد» شهریار تهران بود که در جریان اعتراضات مردمی ۱۹ دی ۱۴۰۴ در شهریار با شلیک گلوله جنگی نیروهای سرکوب حکومت جمهوری اسلامی به گلو کشته شد.
سعید شهگلی مغازه میوهفروشی داشت و از کسبه خوشنام بود. او متأهل و پدر یک پسر ۱۱ ساله بود. پیکر سعید شهگلی در آرامستان «امامزادعبدالله» در «پل بادامک سعیدآباد» به خاک سپرده شد.
تنظیم؛ اوین مصطفیزاده