روایت یک شاهد از مراسم ختم «گلاله محمودیآذر»، دانشجوی ۳۱ ساله؛
۲۹ دی ۱۴۰۴؛ براساس گفتههای یک شاهد عینی در مراسم ختم گلاله محمودیآذر در منزل خانوادگیش، پیکر او در ازای ۷۰۰ میلیون به خانواده تحویل داده شده و نیروهای امنیتی و سپاه در همان کیسه سیاه پیکر گلاله را خودشان خاکسپاری کرده و تنها به خانواده اجازه دادند ۳ دقیقه صورت او را ببیند. و اجازه «کفن و دفن» پخش آگهی ترحیم، برگزاری مراسم عزاداری به خانواده داده نشده و نیروهای سپاه یگان ویژه با ماشین و سلاح جلوی درب خانواده مستقر شده و تاکنون چند تن را بازداشت کردهاند. همچنین پیکر دو جانباخته دیگر مهاباد تاکنون به خانواده داده نشده بدلیل عدم توانایی در پرداخت پول و گفته میشود به ازای هر گلوله ۲۵۰ میلیون تومان از خانوادهها پول گرفته میشود و خانوادهها تحت فشار برای ثبت نام فرزنداشان در بنیاد شهید حکومتی هستند.
۲۹ دی ۱۴۰۴؛ براساس گفتههای یک شاهد عینی در مراسم ختم منزل خانوادگی «گلاله محمودیآذر» دانشجوی کُرد ۳۱ ساله اهل مهاباد و کشتهشده در تهران، در منزل خانوادگیاش، پیکر او در ازای پرداخت ۷۰۰ میلیون تومان به خانواده تحویل داده شده است. به گفته این شاهد، نیروهای امنیتی و سپاه، پیکر گلاله را با همان کیسه سیاه و بدون اجازه خانواده، خودشان به خاک سپردهاند و تنها ۳ دقیقه به خانواده اجازه داده شده تا صورت او را ببینند.
به خانواده اجازه شستوشوی پیکر، کفن و دفن، پخش آگهی ترحیم و برگزاری مراسم عزاداری داده نشده و نیروهای سپاه و یگان ویژه با خودرو و سلاح در مقابل منزل خانواده مستقر بودهاند. همچنین تاکنون چند نفر در جریان این مراسم بازداشت شدهاند.
این شاهد عینی درباره نحوه تحویل پیکر و خاکسپاری میگوید؛ برای تحویل پیکر گلاله محمودیآذر مبلغ ۷۰۰ میلیون تومان از خانواده گرفته شده و یکی از نزدیکان او در مراسم ختم گفته است که به ازای هر گلوله ۲۵۰ میلیون تومان مطالبه کردهاند. همچنین نیروهای امنیتی و سپاه اجازه ندادهاند خانواده پیکر او را شستوشو دهند و مراسم «کفن و دفن» انجام شود و پیکر با همان کیسه سیاه توسط خود نیروها خاکسپاری شده است و تنها نزدیکان درجه یک اجازه داشتند برای مدت ۳ دقیقه صورت او را ببینند.
این شاهد در ادامه درباره جلوگیری از برگزاری مراسم ختم و عزاداری میگوید؛ نیروهای امنیتی و سپاه اجازه ندادهاند برای «گلاله» آگهی ترحیم پخش یا منتشر شود تا هیچکس در مراسم عزاداری و تسلیت حضور پیدا نکند. همزمان، مقابل درِب منزل خانوادگی این جانباخته در مهاباد، نیروهای سپاه با لباس سیاه که از نیروهای یگان ویژه بودند (برخلاف گذشته که اغلب نیروهای لباسشخصی حضور داشتند) با خودرو و سلاحهای جنگی مستقر شده بودند و همهچیز و همهکس را زیر نظر داشتند تا فضای ارعاب و سرکوب را چند برابر کنند و مانع حضور مردم در مراسم ختم شوند. در همین مراسم عزاداری نیز چند نفر بازداشت شدهاند که هویت آنها برای کُردپا مشخص نشده است.
لازم به ذکر است که پخش آگهی ترحیم و حضور مردم یک شهر در مراسم عزاداری، چه برسد به آشنایان و بستگان، در کُردستان امری مرسوم و گسترده است و بهویژه زمانی که قتلی توسط حکومت رخ میدهد، مردم بهصورت بسیار گسترده در مراسم ختم و عزاداری شرکت میکنند؛ امری که اینبار نیروهای سپاه و امنیتی بهطور کامل از آن جلوگیری کردهاند.
کُردپا پیشتر گزارش داده بود که پیکر «گلاله محمودیآذر» در تاریخ ۲۳ دی ۱۴۰۴ در فضایی بهشدت امنیتی و با حضور گسترده نیروهای سرکوب در مهاباد خاکسپاری شده است. فضای سرکوب بهگونهای بود که حتی امکان بیان اینکه چرا و چگونه این جانباخته کشته شده، نیز وجود نداشت. فشار واردشده بر خانوادهها و عمق اندوه آنها به حدی بوده که مادر «گلاله» مدام دستان خود را گاز گرفته است.
این شاهد عینی همچنین درباره دو جانباخته دیگر کُرد اهل مهاباد (دو مرد) که در تهران کشته شدهاند خبر میدهد که هنوز پیکر آنها به دلیل ناتوانی خانوادهها در پرداخت پول، تحویل داده نشده است. منزل خانوادگی این دو جانباخته در منطقه «باغ شایگان» مهاباد واقع شده و افرادی که برای شرکت در مراسم عزاداری به آنجا مراجعه کردهاند با درِ بسته و نبودن خانواده در منزل مواجه شدهاند.
تاکنون برای کُردپا مشخص نیست که این جانباختگان مربوط به اعتراضات ۱۸ یا ۱۹ دیماه هستند. کُردپا در تاریخ ۲۳ دی ۱۴۰۴ کشتهشدن سه شهروند مهاباد را تأیید و منتشر کرده بود که «گلاله محمودیآذر»، دانشجو و دو تن دیگر از خانوادههای «ایازی» و «دیبوکری» بودند.
این شاهد عینی درباره فشار شدید بر خانوادهها برای تحویل پیکر میگوید؛ فشار بر خانوادهها بسیار بالاست و جدا از گرفتن پول برای تحویل پیکر، حکومت بهزور و بدون رضایت خانوادهها، در سایه سرکوب و تهدید، آنها را مجبور میکند فرزندانشان را بهعنوان «شهید حکومتی» ثبتنام کنند. پیکرها عملاًگروگان گرفته شدهاند و تا زمانی که فرمهای «بنیاد شهید» امضا نشود، جنازهها تحویل داده نمیشوند. به همین دلیل مشخص نیست چه تعداد خانواده مجبور به امضای این تعهد شدهاند یا حکومت تا چه حد بدون رضایت خانوادهها اقدام به ثبت این موارد کرده است.
این شاهد عینی در پایان درباره وضعیت مهاباد پس از این سرکوب خونین و قتلهای حکومتی میگوید؛ در فضای کشتار بیرحمانه مردم و فشار شدید اقتصادی، اگر پیشتر هر از گاهی خبر خودکشی در مهاباد منتشر میشد، در این مدت چنین اخباری شنیده نشده، اما فشار معیشتی بهشدت افزایش یافته است؛ بهطوریکه قیمت یک شانه تخممرغ به ۵۰۰ هزار تومان رسیده و نان کمیاب شده است.
تنظیم؛ اوین مصطفیزاده