آیین «خاونکار» مهمترین رویداد دینی و نماد هویت جمعی پیروان آیین یارسان است؛ جشنی که ریشه در یک روایت تاریخی از قرن هشتم هجری و محاصره سه روزه «سلطان سحاک» و یارانش در غار «پردیور» دارد که با سه روز روزهداری، نواختن ساز مقدس تنبور، کلامخوانی و تقسیم سفره «نیاز» در «جمخانهها» گرامی داشته میشود. این مناسک صرفا یک سنت سالانه نیست، بلکه شریان حیاتی حفظ پیوندهای اجتماعی و هویت این جامعهه چندمیلیونی در زاگرس است. در سوی دیگر این هویت آیینی، تاریخ چند دهه سرکوب سیستماتیک و ستم مضاعف علیه یارسانها در ایران قرار دارد؛ جامعهای که به دلیل انکار و عدم رسمیت قانونی در قانون اساسی، با تبعیضهای همهجانبه آموزشی، شغلی و مدنی، تخریب اماکن مقدس، برچسبهای فقهی خطرناک نظیر «مهدورالدم» بودن، و همچنین ترور، ناپدیدسازی قهری و اعدام معترضان خود مواجه بوده است. با این وجود، جامعه یارسان توانسته است با تکیه بر ساختار خودگردان «جم»، سنتهای شفاهی، پیوند عمیق هویت با هنر موسیقی و مقاومت مدنی مستمر، موجودیت و کرامت انسانی خود را در برابر سیاستهای هویتزدایی حفظ کند.
«خاونکار» (یا خاوندکار به معنای خداوندگار/صاحبکرم) مهمترین عید دینی و نماد هویت آئین یارسان است که بر اساس کتاب مقدس «سرانجام» شکل گرفته است؛
● طبق باورهای یارسانی، در قرن هشتم هجری قمری، سلطان سحاک (بنیانگذار آیین یارسان) به همراه یاران نزدیکش (بنیامین، پیرموسی و داوود) در پی تهدید مخالفان، سه روز و سه شب بدون آب و غذا در غار «نَوه» در منطقهٔ پردیور ازسوی مخالفان در محاصره ماندند.
● پس از شکست محاصره در روز چهارم و نجات یافتن آنان، خاتون رزبار (مادر سلطان سحاک) با سفرهای ساده شامل گوشت خروس و برنج از آنان پذیرایی کرد؛ رویدادی مبارک که به یاد آن پایداری و نجات، پیروان یارسان هر سال سه روز روزه گرفته و روز چهارم را به عنوان عید خاونکار جشن میگیرند.
خاونکار تنها یک سنت سالانه نیست، بلکه شریان حیاتی تجدید پیوند آیینی و اجتماعی این جامعه است؛
● «شب نیت» و روزهداری: با شروع گاهشماری خاص یارسانی (معمولا از یا در آستانه آبانماه خورشیدی)، پیروان با نیت سه روز روزهداری وارد این ایام میشوند.
● سنت «نیاز» و سفره مشترک: در روز عید، خانوادهها قربانی (غالبا خروس) و نذریهایی چون انار، نانهای مخصوص («گِرده» و «کولیره») آماده میکنند که پس از دعاخوانی پیر و دلیل، تحت عنوان «نیاز» در جمخانهها میان همه افراد تقسیم میشود.
● کلامخوانی و تنبورنوازی: جمخانه مرکز ثقل این جشن است؛ جایی که پیروان با نواختن ساز باستانی تنبور (که ساز مقدس یارسان است) و خواندن کلامهای کوردی-هورامی، حالات معنوی و جمعی بازمیآفرینند.
● بازسازی پیوند و همبستگی: خاونکار فرصتی است برای صلح، کنار گذاشتن کینهها، تقویت همبستگی آیینی-فرهنگی و عبور جمعی از بحرانها.
جامعه یارسان همواره تحت سرکوب مضاعف و سیستماتیک بودهاست: این جامعه در ایران دهههاست که با تبعیضها و سرکوبهای سیستماتیک و مضاعف از سوی حکومت مواجه است. از یکسو به عنوان اقلیت کورد/لک/لر و از سوی دیگر به دلیل انکار و بهرسمیت نشناختن در قانون اساسی و تبعیضهای شدید مذهبی توسط حکومتهای مرکزی. با این وجود، حفظ هویت و دوام آنها بر چند مولفهٔ ساختاری و فرهنگی استوار است؛
- ساختار «جمخانه» و نظام شفاهی و سینهبهسینه: مراسم و باورهای یارسان متکی بر نهادهای متمرکز یا وابسته به دولت نیست. نهاد «جم» (حلقه عبادت و تصمیمگیری) در تمام روستاها و شهرها به صورت خودگردان اداره میشود و آموزشهای دینی، فلسفی و اشعار مقدس («کلام») به صورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند.
- پیوند عمیق هویت دینی با هنر و موسیقی (تنبور): تنبور تنها یک ساز موسیقی نیست، بلکه «کلام ناطق» و شناسنامهٔ یارسان است. این ساز و سرودهای مرتبط با آن، مبارزهٔ مذهبی و فرهنگی را درون فرهنگ روزمره، خانواده و هنر ادغام کرده و نابودی آن را برای سیستمهای سرکوبگر غیرممکن ساخته است.
- اخلاق حمایتی و خوداتکایی درونگروهی: به دلیل محرومیتهای شدید از استخدامهای دولتی و فرصتهای رسمی، جامعه یارسان بر شبکههای حمایت اقتصادی و اجتماعی درونگروهی تکیه کرده است. سنّت «نیاز» و سفرههای عامالمنفعه نمادی از تقسیم عادلانه منابع و تسلیت به اقشار آسیبپذیر درون جامعه است.
- مقاومت مدنی و جانفشانی برای حفظ نمادها: مقاومت یارسان تنها خاموش نبوده است؛ آنها در دهههای گذشته از طریق اعتراضات مدنی، تحصنها و حتی دستزدن به رفتارهای اعتراضی نمادین (همچون واکنش شدید به تراشیدن اجباری سبیل مقدس یارسانیها در زندانها) نشان دادهاند که حاضرند برای حفظ کرامت و هویت خود هزینههای سنگین انسانی بپردازند.
ازجمله موارد و مصادیق سرکوبها، تبعیضهای سیستماتیک و خشونتهای حکومتی علیه جامعهٔ یارسان در دهههای اخیر به شرح زیر است؛
● انکار هویت و عدم رسمیت قانونی: جمهوری اسلامی آیین یارسان را به عنوان یک دین و هویت مستقل به رسمیت نمیشناسد (اصل ۱۳ قانون اساسی تنها زرتشتی، کلیمی و مسیحی را به رسمیت میشناسد) و این خلا قانونی بستر محرومیت همهجانبهی این جامعه را فراهم کرده است.
● محرومیتهای شغلی و گزینش اداری: شهروندان یارسانی به دلیل باورهای دینی و داشتن سبیل (به عنوان یکی از نشانههای آیینی) در مصاحبههای گزینشی رد شده و از استخدام در ادارات دولتی و پستهای کلیدی محرومند.
● محرومیتهای آموزشی و فرهنگی: کتب درسی از دبستان تا دانشگاه مختص به اسلام شیعه است و هیچ مدارایی نسبت به ادیان دیگر آموزش داده نمیشود؛ همچنین انتشار منابع درباره یارسان با فیلترینگ شدید مواجه است و از تاسیس مدارس با تعالیم یارسانی جلوگیری میشود.
● تحقیر و فشار بر سربازان یارسانی: اعضای یارسان در مراکز نظامی به دلیل داشتن سبیل مکررا تحقیر شده و توسط فرماندهان مجبور به تراشیدن سبیل میشوند؛ فشاری که در برخی موارد به خودکشی سربازان انجامیده است.
● محرومیتهای شهری و سیاسی: مناطق یارساننشین از تخصیص بودجه و امکانات ضروری (مانند مدرسه و درمانگاه) محرومند، مقامات محلی و اداری از افراد غیریارسان منصوب میشوند و این جامعه هیچ نمایندهای در مجلس شورای اسلامی ندارد.
● تخریب جمخانهها و ممنوعیت مناسک: یارسانها اجازه ساخت «جمخانه» (پرستشگاه اصلی خود) را ندارند و تاکنون بسیاری از اماکن مقدس و جمخانههای آنها توسط نیروهای امنیتی و بسیج مورد حمله قرار گرفته است.
● محرومیتهای مدنی و حقوقی: پیروان این آیین اجازه ثبت ازدواج، دریافت دیه، ارث، و پروانه کسب بر اساس تعالیم خود را ندارند و متون مذهبی و آموزش زبان کوردی آنها به رسمیت شناخته نمیشود.
● محدودیت در آیینهای دفن: یارسانها از داشتن قبرستانهای مجزا محرومند و اموات آنها با آیینهای اسلامی و همراه با تحقیر در قبرستانهای عمومی به خاک سپرده میشوند.
● برچسبزنی فقهی و خطر «مهدورالدم» بودن: بر اساس برداشتهای فقهی (مانند ماده ۳۱۰ قانون مجازات اسلامی)، پیروان این آیین کافر یا نجس خوانده شده و اگر توسط یک مسلمان به قتل برسند، قاتل مهدورالدم شناخته نمیشود و از قصاص یا دیه معاف است .
● سرکوب تجمعات و اعتراضات مردمی: اعتراضات یارسانیها به سرکوبها و توهینها با خشونت مواجه شده است؛ از جمله اعتراضات دهه ۶۰ به نبش قبر «نورشعلی الهی جیحونآبادی» (یکی از بزرگان آیین یاری) در هشتگرد که به کشته شدن چند شهروند انجامید، و درگیریهای سال ۱۳۸۳ در میاندوآب بر سر تراشیدن زورکی سبیل یک سرباز که منجر به کشته شدن ۹ تن و صدور احکام اعدام و حبسهای سنگین شد.
● فجایع جنگ و بمباران شیمیایی زرده: روستای یارساننشین «زرده» در ۳۱ تیر ۱۳۶۷ هدف بمباران شیمیایی عراق قرار گرفت که طی آن ۲۷۵ نفر کشته و ۱۱۴۶ نفر مسموم شدند و پس از سالها، مسئولان حکومتی هیچ اقدامی برای درمان عوارض آن (نوزادان ناقصالخلقه، مشکلات تنفسی و عصبی) انجام ندادهاند.
● ترورهای حکومتی وبرونمرزی: ترور و حذف فیزیکی شخصیتهای دینی و فعالان یارسان در داخل و خارج از کشور، از جمله ترور «سید خلیل عالینژاد» در سوئد (۱۳۸۰)، «حسین احمدی جیحونآبادی» در عراق (۱۳۹۰)، و ترور دو برادر یارسانی (روشن و فرشاد رستمی) در سوئد (۲۰۱۶).
● ناپدیدسازی قهری و قتل فعالان در زندان: جان باختن یا اعدام فعالان و شهروندان یارسانی همچون قربانی حسینی (۱۳۶۱)، کیانوش آسا (کشتهشده در اعتراضات ۸۸ و ناپدیدسازی پیکر)، محسن مرادی (کشتهشده زیر شکنجه در زندان قزلحصار در ۱۳۹۷)، و رامین حسینی مشعشعی در زندان همدان.
● سرکوب خونین در خیزش ۱۴۰۱ و اعدامها: حضور پررنگ یارسانیها در اعتراضات ۱۴۰۱ (از جمله در صحنه و کرمانشاه) که با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به کشته شدن شهروندانی چون سینا نادری، آرمین صیادی و مینو مجیدی منجر شد. همچنین بازداشت دهها تن در مراسم سالگرد سید خلیل عالینژاد در صحنه و اعدام معترضان یارسانی از جمله «رضا رسایی» در مرداد ۱۴۰۳.
● خودسوزیها و خودکشیهای اعتراضی: تراشیدن زورکی سبیل زندانیان (مانند کیومرث تمتاک در زندان همدان در ۱۳۹۲) که به موجی از خودسوزیهای اعتراضی و مرگ شهروندانی چون حسن رضوی، نیکمرد طاهری و محمد قنبری انجامید، یا خودکشی جوانانی چون حکمت صفری و شلیر احمدی بر اثر فشارهای امنیتی و بازجوییها.
سازمان حقوق بشری کُردپا، برگزاری آیین «خاونکار» و استمرار تلاشهای جمعی جامعهی یارسان برای حفظ سنتها، مناسک و هویت فرهنگی-دینی خود را از جمله حقوق بنیادین و سلبناپذیر این جامعه بر اساس تمامی استانداردهای بینالمللی حقوق بشر میداند. کُردپا ضمن گرامیداشت پایداری مدنی و فرهنگی پیروان آیین یاری در پاسداشت هویت جمعی خود، تمامی سیاستهای ساختاری، امنیتی و سیستماتیکِ حکومت در انکار، حذف و سرکوب این جامعه را بهشدت محکوم کرده و آن را مصداقی بارز، آشکار و سیستماتیک از نقض حقوق بنیادین اقلیتهای دینی و مذهبی میشمارد.
کُردپا تاکید میکند که جامعهی یارسان علیرغم تحمل دههها ستم مضاعف، خشونتهای ساختاری و سرکوب مداوم، نباید باری دیگر لایهای از «انکار، سکوت و بیتوجهی» را در افکار عمومی، رسانهها و سازوکارهای بینالمللی حقوق بشری تجربه کند. مستندسازی زیست سرکوبشدهی این جامعه و افشای ابعاد وسیع نقض حقوق بشر علیه آنان، یک «تکلیف حقوق بشری» است؛ تکلیفی برای شکستن حصار سکوت، بازتاب مقاومت و مطالبات برحق یارسانها، پاسخگو کردن حاکمیت سرکوبگر و گامی ضروری در مسیر تحقق کامل و بیقیدوشرط حقوق برابر برای آنان.
تنظیم؛ اوین مصطفیزاده





