فریاد دادخواهی پدر سینا رستمپور کولبر کشتهشده در مرز بانه: چرا پسرم را برای لقمهای نان کشتید؟ ۲۴ سال زحمت کشیدم، نوزادی ۲۰ روزه برایم گذاشتید

پنجم فروردین ۱۴۰۴؛ پس از کشته شدن «سینا رستمپور» کولبر ۲۴ ساله اهل بانه بر اثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی در مرز «سورکیو»، اکنون پدر او با صدایی بغضآلود در ویدیویی منتشر شده، فریاد دادخواهی سر داده و از مسئولان جمهوری اسلامی خواستار پاسخگویی شده است.
پدر داغدار سینا با طرح سوالات مکرر، خطاب به فرماندار، استاندار، نیروهای انتظامی، نظامی و اطلاعات میگوید: «اداره اطلاعات، نیروی انتظامی، هنگ مرزی! شما که دم از امنیت و خدمت به مردم میزنید، پسر ۲۴ ساله من چه گناهی داشت؟ چرا او را کشتید؟ ۲۴ سال برایش زحمت کشیدم تا سایهاش بالا سرم باشد، این است سرانجامش؟ حالا برایم نوزادی ۲۰ روزه جا گذاشته، چه جوابی دارید؟»
او با اشاره به نوزاد تازه متولد شدهی سینا میگوید: «چطور داغدار نباشم و دلم نترکد؟ نوزادی ۲۰ روزه بیپدر شد. همسرش با آرزو زندگی ساخت تا کنار هم آرامش بگیرند، اما این شد آرامشش!»
پدر سینا، در حالی که از درد و خشم سرشار است، این فاجعه را با فجایع انسانی در دیگر نقاط جهان مقایسه کرده و فریاد میزند؛ «ما برای غزه اشک میریزیم، فریاد میزنیم؛ اما اینجا غزه نیست؟ آیا این داغ، این جنایت، کمتر از غزه است؟»
فریاد دادخواهی پدر سینا رستمپور کولبر کشتهشده در مرز بانه: چرا پسرم را برای لقمهای نان کشتید؟ ۲۴ سال زحمت کشیدم، نوزادی ۲۰ روزه برایم گذاشتید
— KURDPA (@kurdpa_farsi) March 25, 2025
متن کامل سخنان پدر سینا رستمپور؛
«جناب فرماندار، جناب استاندار، جناب بخشدار، رئیس و رؤسایی که دم از خدمتگذاری به مردم و برقراری… pic.twitter.com/dFIhu7Ava0
او در پایان از مردم بانه درخواست کرد که در این روزهای ماه رمضان برای فرزند از دسترفتهاش، نوهاش و همسر داغدار سینا دعا کنند: «مردم عزیز بانه، برایمان دعای خیر کنید. دلمان بسیار ناراحت است. فقط لقمهای نان میخواست. خاک بر سر کسی که حامی این جنایت است، در هر لباسی که باشد.»
متن کامل سخنان پدر سینا رستمپور؛
«جناب فرماندار، جناب استاندار، جناب بخشدار، رئیس و رؤسایی که دم از خدمتگذاری به مردم و برقراری امنیت میزنید. نیروهای نظامی، انتظامی و سپاه؛ دولت با ملتش دولت است، وقتی ملت نباشد، دولت هم نیست. اداره اطلاعات تو میگویی امنیت برقرار میکنم! تاوان پسر من چه بود؟ من سوال دارم؛ اداره اطلاعات، نیروی انتظامی، هنگ مرزی، شما که خود را ولی کشور میدانید سوال دارم! پسر ۲۴ ساله من چه گناهی داشت که او را کشتدید، سوال دارم از مسؤل و کسی که دستش به خون پسرم آغشته شد. چطور توانستید پسر ۲۴ ساله من را بکشید!؟
۲۴ سال برایش زحمت کشیدم که زیر سایهاش آرام بگیرم، این است آرام گرفتن و سرانجامش. برایم چه باقی گذاشته!؟ مسؤلین بیدار شوید! چه برایم باقی گذاشته!؟ نوزادی ۲۰ روزه! چطور داغدار نباشم و دلم نترکد! ای مسؤل خود را جای من بگذارید! ای کسانی که میگوید حقوق بشر را رعایت میکنید، ما گریه میکنیم و فریاد میزنیم برای غزه، غزه کجاست؟ این غزه نیست!؟ آیا این غزه نیست؟
مسولین فقط فرزند من نبود، هزاران کودک اینچنین بی سرپرست و پدر شدند.
جرمشان چیست؟ برای لقمهای نان! طرف ندارد، چکار کند؟!
مردم عزیز بانه از شما فقط یک درخواست دارم، برایمان دعای خیر کنید. در این ماه رمضان دلمان بسیار نارحت است، برای این نوازدی که برایمان جا مانده، برای همسرش که تشکیل زندگی داد تا در کنار یکدیگر به آرامش برسند. اما این است سرانجامش!
ای نامرد به چه حقی فرزند مردم را میکشی؟ او رفت که برای نوزاد ۲۰ روزهاش و جشن سال نو لقمهای نان پیدا کند. خاک بر سر تو و کسی که حامی تو است در هر لباس و یونیفرمی که باشی.»
روز پنجشنبه ٣٠ اسفند ١٤٠٣، «سینا رستمپور»، کولبر اهل بانه درنتیجه شلیک نظامیان حکومتی بدون اخطار قبلی به ناحیه سینه در مرز «سورکیو» در دم جان خود را از دست داد.
سینا رستمپور فرزند هادی، متاهل و دارای یک نوزاد ۲۰ روزه بود.