مژگان کاوسی: کار می‌کنم و بهای ماندن و فعالیت خود را می‌پردازم

آژانس کُردپا: دادگاه انقلاب نوشهر از ماه‌ها پیش بدون هیچ ابلاغ و اطلاعی حکم ممنوع‌الخروجی را برای یک نویسنده کُرد یارسانی صادر کرده است.

 "مژگان کاوسی"، نویسنده و فعال کُرد یارسانی با انتشار نوشته‌ای در صفحه اینستاگرام خود از ممنوع‌الخروج بودنش از ماه‌ها پیش خبر داد که هیچ ابلاغ یا اطلاعی در این رابطه به وی صورت نگرفته است.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

از ۲۲ شهریور ۹٨ ممنوع الخروجم ... "شما از روز داوری الهی سخن می گویید، اجازه بدهید که با کمال احترام به این حرف بخندم. من بدون ترس و تزلزل در انتظار آن روزم; من چیزی را دیدەام کە بە مراتب از آن سخت تر است; من داوری آدمیان را دیدەام." ... اوایل دی ماه و حدود ده روز بعد از آزادی با قید وثیقه(۲٨ آذر ۹٨)، طی درخواست مطالعەی حضوری پروندەام - در دادگاە انقلاب شهرستان نوشهر- بەطور ناگهانی و غافلگیرکننده به حکم ممنوع الخروجی ام برخوردم که ماهها پیش صادر شدە بود، اما من از آن بی خبر بودم و هیچ ابلاغ و اطلاعی به شخص بنده صورت نگرفته بود. در گزارش اداره ی اطلاعات به دادیار و همینطور درخواست دادیار از دادستان کل کشور بابت اخذ حکم ممنوع الخروجی من آمده که - چون ایشان تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی و تبلیغ علیه دین نموده و بیم فرار ایشان از کشور می رود، لذا خواهشمند است دستور فرمایید تا به مدت شش ماه ممنوع الخروج شوند! در این باره تذکراتی را لازم می دانم: ۱- بنده هیچ تبلیغی تا تاریخ ممنوع الخروجی ام ، به هیچ شیوه، علیه نظام جمهوری اسلامی نکرده ام و اداره اطلاعات نیز فقط ادعا نموده اما هیچ مستنداتی ارائه نداده است. ۲- بنده به عنوان یک یارسانی که معتقد به "دین" هستم، نمی توانم علیه "دین" تبلیغ نمایم; اما اگر منظور اداره اطلاعات و دستگاه قضا از دین، "اسلام" است، باز هم باید عرض کنم که یک شخص "یارسان"-ی نمی تواند علیه هیچ دینی تبلیغ نماید، زیرا اساس اعتقادی یارسان بر "دونادون" و "تجلی ذات" است و ما معتقد به تجلی ذات در تمام دوره ها و ادیان هستیم; چنانچه در صدر اسلام، حضرت محمد را ذات "پیربنیامین"، حضرت علی را ذات "سلطان سهاک" و امام حسین را ذات "بابایادگار" و مظهر شهادت می دانیم; در این صورت چطور می توانیم علیه اعتقادات خود تبلیغ نماییم؟ اساسا در یارسان تبلیغ ممنوع است به طوری که در دفاتر آیینی یارسان آمده، شخص یارسانی نباید و نمی تواند -حتی- فرزند خود را درباره ی مسائل آیینی مورد سخت گیری و الزام قرار دهد. اگر بنده با عده ای از هم کیشان خود، مراسم و مناسک آیینی خود را بجا می آوریم و در این مراسم به مطالعه ی متون مقدس آیینی خود و بحث و گفتگوی آیینی می پردازیم، مقوله ای "درون دینی" است و جنبه ی تبلیغ ندارد، "تبلیغ" نسبت به فضای خارج از یک موضوع است که معنا پیدا می کند. ۳- بنده قبل از درخواست اداره اطلاعات بابت ممنوع الخروجی ام، اوایل شهریور ۹٨ - طبق معمول سالهای قبل که مدام به اداره اطلاعات نوشهر احضار شده ام - به ستاد خبری فراخوانده شدم ♦ادامه در کامنت:

A post shared by مژگان کاوسی (@mozhgan_kavousi) on

روز پنج‌شنبه بیست و هشتم آذرماه، این نویسنده و فعال کُرد به دادگاه انقلاب نوشهر منتقل و دادگاه وی را به ٦٩ ماه حبس محکوم و پس از صدور حکم دادگاه با قرار وثیقه صد میلیون تومانی به شیوه موقت آزاد شده بود.

دادگاه انقلاب شهر نوشهر این نویسنده کُرد را به اتهام "عضویت در احزاب مخالف حکومت ایران" به ٣٣ ماه حبس، "تحریک برای برهم زدن نظم عمومی" به ٣٠ ماه حبس و "تبلیغ علیه نظام" به ٦ ماه حبس محکوم کرده است.

روز دوشنبه بیست و هفتم آبان‌ماه، نیروهای اطلاعاتی به منزل این نویسنده کُرد یورش بردند و بدون ارائه مجوز قانونی وی را بازداشت کرده بودند.

این فعال کُرد به اتهام "حمایت از تجمعات اعتراضی در شهرهای کردستان" در شبکه‌های اجتماعی توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت و به بازداشتگاه سازمان اطلاعات سپاه ساری منتقل شده بود.

روز سه‌شنبه نوزدهم آذرماه، این نویسنده و فعال کُرد با قرار بازداشت موقت به زندان نوشهر انتقال یافت.

متن نوشته مژگان کاووسی عیناً در پی می‌آید:

از ۲۲ شهریور ۹٨ ممنوع الخروجم
...
"شما از روز داوری الهی سخن می گویید، اجازه بدهید که با کمال احترام به این حرف بخندم. من بدون ترس و تزلزل در انتظار آن روزم; من چیزی را دیدەام کە بە مراتب از آن سخت تر است; من داوری آدمیان را دیدەام."
...
اوایل دی ماه و حدود ده روز بعد از آزادی با قید وثیقه(۲٨ آذر ۹٨)، طی درخواست مطالعەی حضوری پروندەام - در دادگاە انقلاب شهرستان نوشهر- بەطور ناگهانی و غافلگیرکننده به حکم ممنوع الخروجی ام برخوردم که ماهها پیش صادر شدە بود، اما من از آن بی خبر بودم و هیچ ابلاغ و اطلاعی به شخص بنده صورت نگرفته بود.

در گزارش اداره ی اطلاعات به دادیار و همینطور درخواست دادیار از دادستان کل کشور بابت اخذ حکم ممنوع الخروجی من آمده که - چون ایشان تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی و تبلیغ علیه دین نموده و بیم فرار ایشان از کشور می رود، لذا خواهشمند است دستور فرمایید تا به مدت شش ماه ممنوع الخروج شوند!
در این باره تذکراتی را لازم می دانم:

۱- بنده هیچ تبلیغی تا تاریخ ممنوع الخروجی ام ، به هیچ شیوه، علیه نظام جمهوری اسلامی نکرده ام و اداره اطلاعات نیز فقط ادعا نموده اما هیچ مستنداتی ارائه نداده است.

۲- بنده به عنوان یک یارسانی که معتقد به "دین" هستم، نمی توانم علیه "دین" تبلیغ نمایم; اما اگر منظور اداره اطلاعات و دستگاه قضا از دین، "اسلام" است، باز هم باید عرض کنم که یک شخص "یارسان"-ی نمی تواند علیه هیچ دینی تبلیغ نماید، زیرا اساس اعتقادی یارسان بر "دونادون" و "تجلی ذات" است و ما معتقد به تجلی ذات در تمام دوره ها و ادیان هستیم; چنانچه در صدر اسلام، حضرت محمد را ذات "پیربنیامین"، حضرت علی را ذات "سلطان سهاک" و امام حسین را ذات "بابایادگار" و مظهر شهادت می دانیم; در این صورت چطور می توانیم علیه اعتقادات خود تبلیغ نماییم؟ اساسا در یارسان تبلیغ ممنوع است به طوری که در دفاتر آیینی یارسان آمده، شخص یارسانی نباید و نمی تواند -حتی- فرزند خود را درباره ی مسائل آیینی مورد سخت گیری و الزام قرار دهد.
اگر بنده با عده ای از هم کیشان خود، مراسم و مناسک آیینی خود را بجا می آوریم و در این مراسم به مطالعه ی متون مقدس آیینی خود و بحث و گفتگوی آیینی می پردازیم، مقوله ای "درون دینی" است و جنبه ی تبلیغ ندارد، "تبلیغ" نسبت به فضای خارج از یک موضوع است که معنا پیدا می کند.

۳- بنده قبل از درخواست اداره اطلاعات بابت ممنوع الخروجی ام، اوایل شهریور ۹٨ - طبق معمول سالهای قبل که مدام به اداره اطلاعات نوشهر احضار شده ام - به ستاد خبری فراخوانده شدم ساعت های طولانی مورد بازخواست و مصاحبه قرار گرفتم و همانجا هم گفتم که بنده به هیچ وجه قصد پناهندگی ندارم چراکه متریال و ماده خام کار بنده به عنوان یک پژوهشگر و فیلمساز کورد ایرانی، در مناطق کوردنشین ایران است و با ترک منطقه ی مورد مطالعه ی خود، به واقع متریال کاری خود را از دست می دهم و با از دست دادن این ماده خام های مورد نیاز، اساسا کارایی و هویت فعالیت خود به عنوان یک محقق و فیلمساز را از دست خواهم داد. اگر اکنون "مژگان کاووسی" هستم، به علت فعالیت‌ها و حضورم در منطقه‌ی فعالیتم است، بنابراین با رفتنم با رسال خود خداحافظی نمی‌کنم، حتی به ایشان یادآور شدم که همینجا میمانم و کار می‌کنم و بهای ماندن و فعالیت خود را نیز می‌پردازم، هیمنگونه نیز شد! حالا هم به خاطر تمرکز بر دادگاه تجدیدنظر قصد اعتراض خود را به ممنوع‌الخروجی خود اعلام میدارم و باز هم تاکید می‌کنم  که اصل بر برائت متهم است مگر اینکه اتهام زننده مستندات و مدارکی دال بر اثبات اتهام ارائه دهد که متاسفانه این اصل مکررا نادیده گرفته می شود. همچنین لازم به ذکر است که به خاطر اتفاقات و اخبار تالم بار این ایام به خودم اجازه ندادم که زودتر این اعتراض را رسانه ای کنم. با تمام وجود آرزوی آرامش و عدالت برای تمام انسان ها در جهان، به ویژه ایران را دارم. به قول شاملوی بزرگ: "ما شکیبا بودیم و این است آن کلامی که ما را به تمامی وصف می توان کرد".

نقل قول آغازین از کتاب سقوط نوشته‌ی آلبر کامو با ترجمه‌ی شورانگیز فرخ آمده است.