در اواخر هفتهی جاری، فرآیند انتخابات دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری و دوره دهم مجلس شورای اسلامی در ایران برگزار میشود.
تاکنون همهی احزاب و جریانات سیاسی کُردستان ایران با صدور بیانیههایی، موضع خود را در مورد انتخابات و کل فرآیند آن اعلام کردهاند که اکثریت قریب به اتفاق آنها، مستقیما سیاست تحریم انتخابات را درپیش گرفته و از مردم خواستهاند که در پای صندوقهای رأی مشارکت ننمایند.
در هفتهی آخر انتخابات، آژانس کُردپا با برخی از شخصیتهای سیاسی گفتگوهای کوتاهی انجام داده که تا روز اجرای انتخابات( جمعه،٧ اسفندماه)، هر روز دیدگاه یکی از این افراد در قالب دو پرسش کوتاه منتشر میشود.
چهارمین گفتگو با خانم سوسن محمدخانی غیاثوند، روزنامهنگار ساکن فرانسه میباشد.
کُردپا: مقامات ارشد حکومت اسلامی ایران در آستانه انتخابات این نکته را گوشزد نموده که هیچ فرد و گروهی در تحریم انتخابات، سود و نفعی نبرده است. دیدگاه شما در این باره چیست؟

سوسن غیاثوند: نگرانی آنها را برای ضرر و زیان تحریمکنندگان انتخابات اصلا نباید جدی گرفت. آنچه که آنها گوشزد کردهاند در اصل نشاندهندهی تأثیر تحریم بر روی مشروعیت نظام در عرصه بینالملل است. آنها نگران همین مسئله هستند. تحریمکنندگانی که نظام را به رسمیت نمیشناسند، قوانین تبعیضآمیز جمهوری اسلامی را قبول ندارند، مخالف اصل ولایت فقیه و نظارت استصوابی شورای نگهبان و حکومت دینی هستند و از همه مهمتر کاندیدایی ندارند چرا باید در انتخابات کاملاً غیردمکراتیک شرکت کنند؟ سران حکومت خواستار مشارکت این افراد در انتخابات هستند چون مطمئناند رای آنها تاثیری در نتیجه انتخابات مهندسی شده نخواهد داشت. افراد مورد نظر نظام پیشتر از طریق نظارت استصوابی شورای نگهبان انتخاب شدهاند. یعنی هر کس که رای بیاورد عملا در خدمت آن حکومت و نظام خواهد بود.
سران حکومت در هر دوره از انتخابات به دنبال سیاهیلشگر هستند تا اقتدار خود را در پیش چشم جهانیان به نمایش بگذارند. مدتی پیش خامنهای گفته بود: "حتی کسانی که نظام را قبول ندارند به خاطر کشور رای بدهند" او کمی بعد در توضیح حرفش گفت: "بنده گفتم کسانی که نظام را قبول ندارند رأی بدهند، نه اینکه کسی که نظام را قبول ندارد بفرستند مجلس." حرف خامنهای کاملا نشان میدهد که آنها حضور مخالفان نظام را فقط برای نمایش همین اقتدار میخواهند. مخالفانی که خودشان حق رفتن به مجلس را ندارند و مطمئنا کاندیدایی هم ندارند که مطالبات آنها را نمایندگی کند.
مسئله کاملا برعکس است. یعنی در هر دوره عده خیلی کمی هستند که از انتخابات سود میبرند. عدهای که به نهادهای قدرت و ثروت در حکومت نزدیک هستند. بقیه افراد جامعه از نظر من بازندههای اصلی و ضررکنندگان مشارکت در انتخابات محسوب میشوند. زنان، جوانان، دانشجویان، کارگران، اقشار کم درآمد جامعه، اقلیتهای ملی و مذهبی همه و همه بازندگان و ضررکنندگان انتخابات در ایران محسوب میشوند. چون به نظرم نه سهم چندانی در قدرت و ثروت دارند و نه قانون حامی آنها است. نمایندگان واقعی آنها هیچ گاه از فیلتر شورای نگهبان عبور نخواهند کرد و پایشان به مجلس نخواهد رسید و اگر چنانچه بر فرض محال چنین اتفاقی هم افتاد هیچ کار خاصی از دست آنها بر نمیآید تا در مجلس انجام بدهند چون در اقلیت خواهند بود و رایشان در مقابل اکثریت وابسته به حکومت تاثیرگذار نخواهد بود. حکومت تلاش دارد تا تحریمکنندگان را وارد بازی ای بکند که پیشتر اصلاحطلبان را به آن وارد کرده است.
اصلاح طلبان حالا دیگر آنقدر کف و سقف مطالباتشان به هم نزدیک شده که اسامی آمران به کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت و نیز نام کاظم جلالی، درخواست کننده اشد مجازات برای موسوی و کروبی در لیستشان قرار میگیرد. اصلاحطلبان روزبه روز بیشتر تلاش کردند تا با عقبنشینی از مطالباتشان و کوتاه کردن سقف آن شاید در قدرت و ثروت سهمی داشته باشند اما حکومت روز به روز بیشتر آنها را از خود میراند. اصلاح طلبها در حالی برای انتخابات سر و دست میشکنند و هیاهو به راه میاندازند که در لیستشان چهرههایی دیده میشود که هیچ قرابت و سنخیتی با اصلاحطلبی ندارند.
کُردپا: در این دوره از انتخابات، کاندیداهای زن ٣ برابر دورههای قبلی بوده، علیرغم رد صلاحیت اکثریت قریب به اتفاق زنان توسط شورای نگهبان، چنین روندی در عرصه زنان را چگونه ارزیابی میکنید؟
سوسن غیاثوند: رقم ثبتنامکنندگان زن چندان مهم نیست. باید دید چه تعداد از آنها تایید صلاحیت شدهاند؟ همانطور که شما هم اشاره کردید اکثریت آنها رد صلاحیت شدهاند. بعد باید دید در میان همان تعداد اندک تایید صلاحیت شده چند نفر به مجلس راه پیدا میکنند؟ ما تا اینجا نه دوره مجلس را پشت سر گذاشتهایم. بیشترین تعداد زنان انتخاب شده مربوط به مجلس هفتم است.
در آن دوره از ٨٢٨ زن کاندید شده تنها ١٢ نفر به مجلس راه پیدا کردند. جامعه ما نشان داده همچنان به توانمندیهای زنان بیاعتماد است. زنانی که سهم ناچیزی از کرسیهای مجلس دارند هیچ وقت نمیتوانند مطالبات زنان را به درستی نمایندگی کنند چون رای تاثیرگذاری نخواهند داشت. حتی اگر خواست ایدهآل کمپین "تغییر چهره مردانه مجلس" هم محقق میشد یعنی ٥٠ کرسی به زنان اختصاص پیدا میکرد باز هم در اقلیت بودند. از طرف دیگر نباید فکر کنیم هر زنی به صرف زن بودن حتما مدافع حقوق زنان است، برابریطلب است و یا مطالبات زنان را نمایندگی خواهد کرد. ما توی مجلس نماینده زنی مثل فاطمه آلیا را داشتیم که فکر می کرد "کار اصلی زنان بچهداری و شوهرداری است و نظرش این بود زنی که به فکر رفتن به ورزشگاه و شاغل شدن است هیچگاه نمیتواند به وظایف اصلیاش یعنی همان بچهداری و شوهرداری برسد." از زنی مثل فاطمه آلیا هیچگاه نمیتوان توقع برابریطلبی یا مخالفت با تصویب قوانین تبعیضآمیز علیه زنان را داشت. او به تنهایی برای تشویق مردان و جسورتر کردن آنها در تصویب قوانین ضد زن کافی است.
زنان حتی اگر بتوانند سهم بالایی از کرسیهای مجلس را به خود اختصاص بدهند و به نفع زنان و در راستای برابریطلبی قانون تصویب کنند این قانون در نهایت باید از سد شورای نگهبان بگذرد. فقهای شورای نگهبان ٣٧ سال است که ثابت کردهاند اجرای مو به موی دستورات اسلام برای آنها مهمتر از مطالبات نیمی از جامعه است. از دیگر سو قوانین تصویب شده در مجلس برگرفته از اسلاماند. این قوانین هیچگاه نمیتوانند مغایرتی با دستورات اسلامی داشته باشند. ما اسلام را نمیتوانیم یک دین برابریطلب بدانیم. ما نمیتوانیم اسلام را مدافع حقوق زنان بدانیم. ما از دینی که حامل دستورات تبعیضآمیز بر علیه زنان است هیچ وقت نمیتوانیم به قانونی برسیم که مدافع حقوق زنان و تامین کننده برابری میان زن و مرد باشد. بنابراین حتی اگر ٢٩٠ نماینده مجلس هم زن باشند تا زمانیکه بناست بر اساس دستورات اسلامی قانون تصویب شود از آن مجلس هم نمیتوان زیاد انتظار تصویب قانون و یا تغییر قوانین تبعیضآمیز به نفع زنان را داشت. به یک نکته هم اشاره کنم. حدود ١٤٠ نفر از نمایندگان مجلس ششم در آستانه انتخابات مجلس هفتم در اعتراض به رد صلاحیتهای فلهای توسط شورای نگهبان در مجلس تحصن کردند. برخی از آنها استعفا دادند.
این تحصن به مدت ٢٧ روز ادامه داشت و در نهایت هم بدون هیچ نتیجه و دستاوردی پایان یافت. میخواهم بگویم نهادی فراتر از مجلس در ایران وجود دارد که حتی اگر درصد زیادی از نمایندگان مجلس هم بر خواستشان پافشاری کنند این نهاد به راحتی در مقابل مطالبه نمایندگان خواهد ایستاد و به آن کمترین توجهی نشان نخواهد داد. نتیجهای که می خواهم بگیرم این است که زنان در مقابل نهاد شورای نگهبان هیچ کاری از دستشان ساخته نیست و دست و بالشان کاملا بسته است.
لینکهای مرتبط:
کُرد و انتخابات هفتم اسفندماه(١)
کُرد و انتخابات هفتم اسفندماه(٢)
کُرد و انتخابات هفتم اسفندماه(٣)





