٣٧ خودکشی و ٦ مورد قتل زنان در کردستان ایران در فصل تابستان ١٣٩٨

آژانس خبررسانی کُردپا در ادامه ارائه گزارشات آماری، در یک گزارش آماری _ تحلیلی به موارد خودکشی و کشته شدن زنان در کردستان ایران در سه ماهه دوم سال ١٣٨٩ می‌پردازد.

آمار این گزارش با استناد به منابع موثق رسانه‌ای جمع‌آوری شده و چه بسا آمار واقعی می‌تواند از این بیشتر باشد.

طبق این گزارش در سه ماهه اول سال ١٣٩٨، مجموع ٣٧ خودکشی و ٦ مورد کشته‌شدن زنان در کردستان ایران اتفاق افتاده است.

آمار خودکشی زنان در فصل تابستان ١٣٩٨ :

خودکشی در کردستان ایران به عنوان استان‌های محروم و در حاشیه  همیشه در صدر جدول بوده است و حتی اطلاع رسانی و ثبت آمار واقعی خودکشی نیز در این استانها وجود ندارد و گزارش نمی‌شود.

خودکشی در ایران تا به مناطق عقب افتاده و محروم می‌رسد ارقامش بالا و بالاتر می‌رود. فقر و نابرابرهای اقتصادی و اجتماعی مهمترین عوامل مشکلات خانودگی و باز تولید خشونت هستند، حتی خشونت علیه خود (خودکشی)، زنان کرد آماری بالایی را از این خشونت به خود اختصاص داده‌اند.

در اینجا به آماری از خشونت زنان کردستان علیه خودشان (خودکشی) در فصل تابستان  ١٣٩٨  می‌پردازیم:

 در این مدت ٣٧ زن کُرد خودکشی کرده‌اند که خودکش ٢ نفر از آنان ناموفق بوده است.

٩نفر از این زنان زیر ١٨ سال سن داشته‌اند، حتی سن یکی از این دختران ١٢ ساله بوده است. همچنین ٤ تن سن ١٨ سال داشته‌اند.

١٧ تن از این زنان متاهل، ١٨ تن مجرد و یک زن بوده‌اند.

روش‌های خودکشی زنانی که مشخص بوده است:

حلق‌آویز: ٢٠

خودسوزی: ٥

خوردن قرص: ٧

خودکشی با اسلحه: ٢

خود را از بلندی پرت کردن: ١

علل  خودکشی زنانی که مشخص بوده است:

اختلافات خانوادگی: ٢٠

فقر:١

ممانعت از ازدواج: ١

تحمیل حجاب و اعتراض به نحوه پوشش:٢

ناامیدی از آیندە و عدم توانایی در تغییر وضعیت زندگی با بسترهای فروپاشی اجتماعی و اقتصادی و قانونهای ضدزن اززمینەهای خودکشی در ایران و خصوصا کردستان بە عنوان مناطق محروم ایران است.

خودکشی زنان امروزە بە عنوان یک معضل اجتماعی در کردستان شناختە شدە کە کاهش آمار آن بستە بە سازوکارها همە جانبە بخصوص‌ در حوزە زنان دارد و جامعە کردستان و ایران فاقد آن میباشد.

همچنین، بر اساس آمار اعلام شده از سوی شبکه بهداشت و درمان سردشت نیز، این شهرستان در خودکشی‌های منجر به فوت رتبه اول کشوری را به تناسب جمعیت دارا می‌باشد.

بر پایه همین آمار، میانگین سنی افراد ١٥ تا ٢٤ ساله بیشترین تعداد آمار را در طول یکسال گذشته نشان می‌دهد و بر همین مبنا، خودکشی زنان سه برابر مردان بوده است.

هر ساله بیش از ٥ درصد به آمار خودکشی در ایران افزوده می‌شود و استان‌های غربی در صدر جدول:

مریم عباسی نژاد، مدیر برنامه پیشگیری از خودکشی دفتر سلامت روان وزارت بهداشت، گفته: هر سال بیش از پنج درصد به آمار خودکشی در ایران افزوده خواهد شد و در این بین استان‌های غربی بیشترین آمار خودکشی را دارند.

در همین ارتباط به گفته رئیس انجمن مددکاری اجتماعی ایران و آمار جغرافیای خودکشی در ایران معمولا آمار واقعی خودکشی در ایران سه برابر آمار رسمی اعلام شده می‌باشد و بیشترین آمار مربوط به خودکشی نیز در استان‌های ایلام و کرماشان ثبت شده که عمدتا به دلیل بیکاری،مشکلات مالی و اقتصادی، مشکلات اجتماعی و هویتی می‌باشد. اما عدم اطلاع رسانی از این موارد و آمار خودکشی در این استان‌ها دلیل اصلی ناآگاهی از این موارد خودکشی است.

در همین ارتباط استان کردستان  با رشد ٣٨ درصدی خودکشی مواجه بوده است. به گفته فرمانده انتظامی کوردستان: خودکشی در کردستان شاهد رشد ٣٨ درصدی بوده‌است.

آمار کشتن زنان در فصل تابستان ١٣٩٨:

خشونت علیه زنان طی دوران حاکمیت اسلامی ایران به حدی مورد بی توجهی قرار گرفته است که حتی آمار دقیقی در این زمینه موجود نیست و رویه فزاینده پنهان ماندن خشونت از یک سو و وضع قوانین تبعیض‌آمیز ضد زنان از سوی دیگر، خشونت در جامعه را بازتولید و موجب نهادینه شدن خشونت ساختاری و گردش خشونت در خانواده و جامعه شده است

نمود بارز سیاست‌های حکومت اسلامی ایران در جهت عقب‌ماندگی اقتصادی و اجتماعی مناطق کُردنشین ایران نقش مستقیمی در افزایش خشونت داشته است زیرا به باور کارشناسان اجتماعی مشکلات اقتصادی مربوط به شغل و درآمد از مهمترین عوامل تاثیرگذار در روابط خشونت آمیز خانواده و افزایش خشونت نسبت به زنان و دختران می‌باشد.

در اینجا به آماری از کشته شدن زنان درفصل تابستان سال ١٣٩٨ در کردستان ایران می‌پردازیم:

البته این آمار فقط مواردی را شامل می‌شود که رسانه‌ای شده‌اند، چرا که بسیاری از این موارد به دلیل مسائل سنتی و ناموسی به بیرون درز نمی‌کند و همچنین قوانین در ایران خود خشونت خانودگی و کشتن زنان را توجیه و تشجیع می‌کند.

در این مدت ٧ زن کُرد کشته شده‌اند.  

عاملین قتل این زنان:

از ٧ مورد ، کشته‌شدن ٥ نفر از آنها توسط افراد نزدیک خانواده صورت گرفته است  که همسر، برداری، مادر و پدرشوهر و مادر مسببین این قتل‌ها بوده‌اند و کشته شدن ١ مورد توسط افراد ناشناس با هدف دزدی صورت گرفته است.

از این ٥ زن، ٣تن با خفگی، ١ تن با چاقو و ١ تن بصورت به آتش کشیدن جان خود را از دست داده است.

یکی از این زنان کودکی ١٠ ساله بوده که توسط مادرش خفه شده است.

بیشتر درباره زنان کشته شده در این بازه زمانی:

  • ١٠ تیرماه ١٣٩٨، یک زن با هویت "فرشتە ملکی" دختر ١٠ سالە خود را بە نام "ندا محمدی" خفە کرد. این قتل در محلە گلشن سنندج روی داد. پدر و مادر ندا چند سال پیش از هم جدا شدە بودند.
  •  
  • ١٤ تیر١٣٩٨، یک زن اهل بوکان با هویت "مریم خدریان" ٥٠ سالە توسط شوهرش با هویت "کریم عبدەزادە" ٥٥ سالە بە قتل رسیدە است.این زن بە دلیل مشکلات خانوادگی و با ضربات چاقو توسط همسرش بە قتل رسیدە است.
  •  
  • ٢٠ م تیرماه سال جاری، یک زن جوان اهل روستای تازه آباد دوله‌ره‌ش" از توابع دیواندره با هویت " زهرا رسولی" از سوی یکی از اعضای درجه یک خود "برادر" به قتل رسید. گفتنیست که، این زن جوان به سبب مشکلات خانوادگی از سوی برادرش به قتل رسیده است. قاتل پس از اختلاف با داماد خانواده "همسر مقتول" اقدام به خفه کردن خواهر خود کرده است.
  •  
  • ٢٨ تیر ماه ١٣٩٨، یک دختر ٢١ سالە اهل ارومیە با هویت "شیبا کامران" فرزند در بیمارستان "خمینی" شهر ارومیە بە دلیل شدت جراحات و بالا بودن درصد سوختگی جانش را از دست داد. شیبا از کردهای ارومیە بودە که بە همراه یک پسر جوان اهل میاندوآب با هویت "امیر اوجعلی" از منزل پدریش فرار و بە منزل آنها رفتە تا با وی ازدواج کند. پدر و مادر پسر جوان کە با این ازدواج مخالف بودەاند، از همان ابتدا شروع بە آزار و اذیت شیبا نمودە و چندین بار وی را کتک کاری و حتی سرش را شکستەاند و شکایت شیوا بە پاسگاه محلە نیز راهی بە جای نبردە است. پدر و مادر همسر شیبا  کە آذری و اهل میاندوآب می‌باشد، چندی پیش وی را مورد ضرب و شتم قرار دادە و با ریختن بنزین بر روی بدن شیوا اقدام بە آتش زدن ایشان کردەاند .این خانوادە خواستەاند کە وانمود کنند کە شیبا خودسوزی کردە اما با داد و فریاد شیبا و فرار بە داخل کوچە پس از آتش گرفتن همسایەها را خبر کردە است.
  •  
  • ٤ شهریور١٣٩٨،  یک زن ٥٣ سالە اهل سنندج با هویت "سحر رستمی" در محلە شهرک بهارستان در پارکینگ منزل خود بە قتل رسیدە و قاتلین جسد وی را در داخل سد قشلاق انداختەاند. این قتل توسط افراد نزدیک وی انجام شدە و انگیزە قتل دزدیدن طلاهای ایشان بودە است.
  •  
  • ٢٤ مرداد ١٣٩٨، یک زن جوان اهل  یکی از روستاهای دالاهو  از توابع کرمانشاه پس از درگیری با اعضای خانواده توسط برادرش که متواری شده بود، به قتل رسید . برادر این زن جوان با انگیزه اختلافات خانوادگی، خواهرش را با روسری خفه کرده بود.

کارشناسان پنهان نگه داشتن خشونت‌های خانوادگی، وضع قوانینی که خشونت را نهادینه ‌و بازتولید می‌کنند و همچنین بحران‌ها و آسیب‌هایی که جامعه ایران را دربرگفته است را از موارد تشدید خشونت و افزایش خشونت ساختاری در ایران می‌دانند


جامعه‌شناسان معتقدند قوانین در ایران خشونت را به جامعه تزریق کرده و باعث گردش و افزایش خشونت گردیده و فعالان جنبش زن این قوانین و لایحه‌ها را اعمال خشونت آشکار نسبت به زنان و خصوصا زنان طبقات محروم جامعه دانسته‌اند. مسایل مهمی چون ازدواج موقت، کاهش سن ازدواج دختران و مواد ارتجاعی لایحه ضد خانواده، طرح عفاف و حجاب، نابرابری در محیط کار، دستمزد کمتر زنان در مقابل کار مساوی با مردان، اخراج زنان کارگر به ویژه زنانی که باردار می‌شوند، فشار اقتصادی بر زنان سرپرست خانوار و نابرابری در یافتن شغل از نماد‌های روشن اعمال خشونت بر ضد زنان در قوانین حکومت ایران است.

بدون شک قوانین مدنی و قوانین مجازات اسلامی در مباحث و مواد مختلف تبعیضات گسترده‌ای را نسبت به زنان اعمال کرده‌اند. گرچه کارشناسان خشونت علیه زنان را با فرهنگ مردسالار رایج در جامعه مرتبط می‌دانند اما قوانین و سیاست‌های تبعیض‌آمیز خشونت را تشدید و تولید می‌کنند و تلاش‌نهادهای مدنی را ناکام می‌سازند

درحالی که حکومت‌ها موظفند جهت پیشگیری از گردش خشونت در جامعه به حمایت افراد در عرصه خصوصی بپردازند. حکومت اسلامی ایران تحت عنوان قوانین حمایت از خانواده به خشونت مشروعیت می‌بشخد و زنان و کودکان، قربانیان اصلی آن هستند.

قوانینی که کشتن زن به دلیل داشتن رابطه با مرد دیگر، اجبار زن به برقراری رابطه جنسی با شوهر، کتک زدن زن توسط شوهر، محدودکردن رفت و آمدهای او، منع زن از ادامه تحصیل و کار، جلوگیری از خروج زن از کشور توسط شوهر و بسیاری خشونت‌های دیگر را مجاز و قانونی کرده است

عدم پیگیری قانونی در رابطه با کشتن زنان، عمل کشتن و خشونت را در جامعه تشدید می‌کند. 

براساس ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی، هرگاه مردی زنش را با مرد دیگری در بستر ببیند و علم به عدم مخالفت زن داشته باشد، می‌‏تواند هردوی آنها را بکشد.

ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی نیز تصریح کرده که پدر و جد پدری به خاطر کشتن فرزند قصاص نمی‌‏شوند.

این دو ماده قانونی راه را برای قتل‏های ناموسی که اکثرا توسط اعضای خانواده صورت می‌‏گیرند، باز گذاشته است. البته در کنار قانون، سنت و عرف نیز مجازات قاتلان ناموسی را دشوار کرده است.

 همچنین پذیرش اجتماعی قتل ناموسی در مناطقی که با این معضل روبرو هستند، از جمله مشکلات برخورد موثر با این مشکل اجتماعی است.

ناموس چیست؟

در جامعه مردسالار، مردان اصل و زنان فرع محسوب می‌شوند. در جامعه مرد سالار، زنان، دیگریِ مردان‌اند. این مردان هستند که فرد تلقی شده و زنان، وابستگان و متعلقات آنها به حساب می‌آیند. یکی از نمودهای این مورد، این است که زنان، ناموس مردان تلقی می‌شوند.

ناموس نامیدن زنان به این معنی است که زنان، از آنِ مردان بوده و مالکیتی بر آنان دارند که پایه آن، غیرت و تعصب است.

در فرهنگ‌ ناموس و ناموس پرستی، فرهنگ غیرت و تعصب، زنان ابزاری برای رقابت و آزار میان مردان می‌شوند و برای تحقیر و برانگیختن خشم مردان، زنان خانواده مرد مقابل مورد توهین قرار می‌گیرند. فحش‌های ناموسی نیز، با چنین رویکردی زمینه ظهور میابند. در چنین فرهنگ‌هایی عفاف مردان وابسته به عفاف زنان است واگر دامن عفاف زنی به اصطلاح آلوده گردد، عفاف مردش و در پی آن عفاف خانوده‌اش، فامیلش و حتی مردان محله‌اش نیز مخدوش خواهد شد.

و اما زنان، ناموس مردان نیستند. زنان، فرعِ مردان و متعلق به آنها نیستند. زنان، دیگریِ مردان نیستند.

ناموس، واژه ایست جنسیت زده که با هدف به انقیاد کشیدن زنان توسط مردان، ابداء گردیده است. تفکری تبعیض آلود، به یادگار مانده از قرون وسطی.  فرهنگی ارتجاعی که مسبب افزایش خشونت روحی و روانی و فیزیکی علیه زنان، و مسبب قتل‌هایی تحت عنوان قتل های ناموسی است که سالانه جان زنان و مردان زیادی را می گیرد.

حکومت جمهوری اسلامی در قوانین خود که بر مبنای قوانین اسلامی و مردسالارانه پایه گذاری شده، هر ساله با بکار گیری بیش از ٣٢ سازمان و نهاد تبلیغات اسلامی و حجاب و عفاف، در ترویج و تولید و بازتولید فرهنگ ناموس و ناموس پرستی نقش بسزایی داشته است.

خشونت در خانواده رایج ترین شکل خشونت علیه زنان در ایران تحت حاکمیت حکومت اسلامی است. اعمال خشونت در خانواده، علاوه بر اشکال مردسالارانه سنتی آن، در ایران قانونمند هم شده است. طبق ماده ١١٠٥ قانون مدنی ایران، در روابط زن و شوهر، مرد رسما رئیس خانواده است و بنابر این فرمانهایش برای دیگران لازم الاجراست. کتک زدن زنان در خانواده طبق قوانین شرع اسلام مجاز شمرده می شود. اما اعمال خشونت بر علیه زنان در خانواده اشکال متنوع و پیچیده‌ای دارد. اگر چه خشونت فیزیکی شکل حاد آن است، اما خشونت‌های نامرئی بیش از خشونت فیزیکی بر روان زنان تاثیر می گذارد و گاهی فاجعه آفرین می شود. بسیاری از زنان و دخترانی که جسم خود را به آتش می‌کشند و به زندگی خود پایان می‌بخشند، خودکشی و خودسوزی آنان در نتیجه تکرار خشونت‌های نامرئی و زخم زبان‌های روزمره است. آنان خود را از بین می‌برند چون بیش از آن تحمل این همه فشار و تحقیر را ندارند. آنان خود را از بین می‌برند برای این که به شیوه‌ای نومیدانه به آنچه که برایشان مقدر کرده‌اند اعتراض دارند.

قوانین حکومت جمهوری اسلامی خشونت علیه زنان را در جامعه نهادینه و ترویج می‌کنند و به آن مشروعیت می‌بخشد. روحانیون حاکم در ایران تصویب قوانین علیه زنان را به منزله عمل به احکام الهی قلمداد می‌کنند و اجرای این قوانین را برای مصالح جامعه اسلامی ضروری به حساب می‌آورند. چون فکر می‌کنند با اعمال خشونت علیه آنان می‌توان جلوی فساد و بی‌بندباری در جامعه را گرفت. در حالی که طبق گزارشات آماری بی‌بندباری و فساد در بین جمعیت مردان که روحانیون هم در میان آنان هستند قابل مقایسه با جمعیت زنان نبوده و به مراتب بیشتر است.

اینکه زنان در ایران از ابتدایی‌ترین حقوق خود نظیر حق طلاق، حق سرپرستی فرزندان، حق مساوی در ارث، حق مسافرت و حق انتخاب لباس محرومند، اینکه حق چند همسری به مردان داده می‌شود، اینکه رواج دادن صیغه یعنی خرید و فروش زنان به مثابه بردگان جنسی، همگی در حکومت جمهوری اسلامی قانونی شده‌اند، در عین حال بستر مساعدی جهت گسترش خشونت در خانواده را نیز فراهم کرده‌اند.

هیچکس نباید به خود اجازه دهد خشونت علیه زن را امری شخصی، خانوادگی، قومی، فرهنگی، مذهبی، بداند و از پیگرد و مجازات در امان بماند. هر کس که به هر شکلی علیه زن خشونت اعمال کند، بی هیچ چون و چرایی باید مجازات شود.

به گفته کارشناسان بی‌توجهی قوانین ایران نسبت به مسئله خشونت علیه زنان ایران را تا ٥ سال آینده با مشکلات بیشتری در رابطه با فروپاشی خانواده‌ها، طلاق و بزهکاری در خانواده‌ها مواجه خواهد کرد.

تنظیم: کوچ